نام کتاب : BOK36845 نویسنده : 0 جلد : 1 صفحه : 258
هم قبول نمىكنند تا چه برسد به اينكه درباره حرام قسم بخورد. مىگويند متعلّق قسم حتماً بايد رجحان داشته باشد مگر مىشود براى هر چيزى قسم خورد؟
طلبه اى جلوى من مىگفت: به خدا قسم، من از اين به بعد به اين آقا سلام نمىكنم. گفتم: چه گفتى؟ اين چه قسمى است كه مىخورى؟ گفتم: اين قسم تو كه جايز نيست. سلام كردن يكى از آداب اسلامى است اگر چه با آن شخص ميانه خوبى ندارى امّا وقتى مسلمان به مسلمان برخورد، بايد سلام كند.
ميرزاى شيرازى بزرگ(رحمه الله) در نجف بود. ايشان زمان مرحوم شيخ(رحمه الله) در نجف بود. بعد از اينكه به مقام مرجعيت رسيدند باز هم چند سال در نجف ماند كه شنيد شيعيان سامرا خيلى در اذيت و آزارند. سنّىهاى سامرا خيلى شيعيان را اذيت مىكردند. ميرزا(رحمه الله) گفت: به طلبه ها اعلام كنيد كه من مىخواهم حوزه نجف را به سامرا ببرم. گفتند: آقا براى چه مىخواهيد اين كار را كنيد؟ فرمود: بروم خدمت عسگريين(ع) شايد قدم ما باعث شود كه يك مقدارى شيعيان آنجا قدرت و نيرو بگيرند.
ميرزاى شيرازى بزرگ(رحمه الله) خيلى بزرگوار بود. حوزه نجف را به سامرا آورد. الان در سامرا مدرسه اى هم كه ميرزاى شيرازى(رحمه الله) ساخته اند، موجود است. مدرسه ايشان معروف است. وقتى ايشان به سامرا تشريف آوردند و حوزه را به سامرا آوردند و درس را شروع كردند، اذيت و آزارهاى سنّى ها شروع شد. سنّى ها به طرف ميرزاى شيرازى سنگ پرتاب مىكردند و آزارش مىدادند. تا ميرزا مىخواست براى درس برود به آقا سنگ مىزدند. سنّى ها به بچّه هايشان مىگفتند كه اين پيرمرد سيد را هر جا ديديد اذيت كنيد. ميرزا چيزى به اينها نمىگفت و با آنها خوش رفتارى مىكرد تا يك قضيه اى در سامرا پيش آمد و مرحوم ميرزاى شيرازى(رحمه الله) با اين قضيه سامرا را متحوّل كرد.
نام کتاب : BOK36845 نویسنده : 0 جلد : 1 صفحه : 258