نام کتاب : ترجمه قرآن نویسنده : سراج، رضا جلد : 1 صفحه : 41
پس آن هنگام كه بيرون آمد طالوت (از شهر ايليا) با لشكريان پيامبرشان گفت البته خدا آزمايش كننده است شما را بجوى آب پس هر كه بياشامد از آن جوى نيست آن كس از (پيروان) من و هر كه نياشامد از آن جوى البته او از (ياران) من است مگر آن كسى كه بردارد كفى آب بدست خود (و چون لشگريان بدان نهر رسيدند) پس بياشاميدند از آن نهر زياده از كفى مگر اندكى از ايشان پس آندم كه گذشتند از آن نهر طالوت و آنانى كه ايمان آورده بودند بدو (آنان كه كفى از آب خورده بودند) گفتند نيست توانائى ما را امروز در برابر جالوت و لشگريانش گفتند آنان كه يقين داشتند كه ملاقات خواهند كرد (جزا دادن) خدا را (اين گروه از آب نهر نخورده بودند) چه بسا گروهى بس اندك كه پيروز شدهاند بر گروهى بسيار (از اهل كفر) بفرمان خداى و خدا با شكيبايان است (به كمك و نيرو) (249) و آن هنگام كه لشگر طالوت رو برو شدند (و به نبرد آمدند) با جالوت و لشگريانش گفتند پروردگارا فرو ريز بر (دل) ما شكيبائى را (در خور ظرفيت ما نيروى شكيبائى ده) و نگاهدار قدمهاى ما را (در ميدان نبرد و ما را پا بر جاى بدار كه فرار نكنيم) و يارى ده ما را بر گروه ناگرويدگان (250) پس لشگر طالوت شكست دادند كافران را بيارى (و توفيق) خدا و بكشت داود جالوت را (بسنگ) و داد داود را خدا پادشاهى و نبوت و بياموخت بدو از آنچه مىخواست (و آن علمى است كه پيمبران را بكار آيد) و اگر نبود دفع كردن خدا مردم را برخى از ايشان را بوسيله برخى ديگر قطعا تباه شده بود زمين (فساد زمين فساد كسانى است كه بر روى آن زندگى مىكنند) و لكن خدا تفضل و احسان دارد بر جهانيان (251) اين (قصهها كه در آن معجزات آشكار بود) نشانههاى (توانائى) خداست كه مىخوانيم آنها را (بوسيله جبرئيل) بر تو براستى و درستى و البته تو از جمله فرستادگانى (به همه خلايق). (252)
نام کتاب : ترجمه قرآن نویسنده : سراج، رضا جلد : 1 صفحه : 41