و آنان را به دوازده (قبيله از) فرزندان (يعقوب كه هر يك،) امتى بودند تقسيم كرديم. و به موسى- آنگاه كه قومش از او آب خواستند- وحى كرديم كه:» با عصايت بر سنگ بزن. «و دوازده چشمه از آن جوشيد؛ كه هر (گروهى از) مردم آبشخور خود را مىشناختند و ابر را بر آنان سايهگستر كرديم؛ و خوراكى [عسل مانند] و مرغانى [بلدرچين گونه] بر آنان فرستاديم. (و گفتيم:) از [خوراكىهاى] پاكيزه (از) آنچه به شما روزى دادهايم، بخوريد؛ و [لى آنان با ناسپاسى خود] بر ما ستم نكردند، بلكه همواره بر خودشان ستم مىنمودند. (160) و (به ياد آريد) هنگامى را كه به آنان گفته شد:» در اين آبادى [بيت المقدس] ساكن شويد، و از هر جاى آن خواستيد، بخوريد و بگوييد:» [خدايا! گناهان ما را] بريز. «و از درِ (بيت المقدس) فروتنانه وارد شويد تا خطاهايتان را براى شما بيامرزيم؛ بزودى [پاداش] نيكوكاران را خواهيم افزود. « (161) و [لى] كسانى از ميان آن (يهودي) ان كه ستم كرده بودند، سخن را به غير آن (سخنى) كه به آنان گفته شده بود، تغيير دادند؛ پس بخاطر آنكه همواره ستم مىكردند، (عذابى) اضطرابآور از آسمان بر آنان فرستاديم. (162) و از آن (يهودي) ان از (سرگذشت) آبادى كه در ساحل دريا بود بپرس، آنگاه كه در (مورد ممنوعيت صيد در روز تعطيل) شنبه، تعدّى مىكردند؛ هنگامى كه ماهيانشان، روز (شنبه) استراحتشان آشكارا نزد آنان مىآمدند، و [لى] روز (غير شنبه) كه استراحت نمىكردند، نزدشان نمىآمدند؛ اينگونه آنان را به آنچه همواره (در مورد آن) نافرمانى مىكردند، مىآزماييم. (163)