من جز هشدارگرى روشنگر نيستم. « (115) گفتند:» اى نوح! اگر (به اين سخنان) پايان ندهى، حتماً از سنگسار شدگان خواهى شد. « (116) گفت:» پروردگارا! در حقيقت قوم من، تكذيب [م] كردند؛ (117) پس بين من و بين آنان (داورى كن و مشكل كار ما را) بطور كامل بگشا، و مرا و كسانى از مؤمنان را كه با من هستند، نجات بخش. « (118) و (ما)، وى و كسانى را كه با او در كشتى انباشته (از تجهيزات و انسانها و حيوانات) بودند، نجات بخشيديم. (119) آنگاه بعد (از آن) باقى ماندگان را غرق ساختيم. (120) قطعاً در آن [ها] نشانهاى است، و [لى] بيشترشان مؤمن نيستند. (121) و مسلماً تنها پروردگار تو شكستناپذير [و] مهرورز است. (122) (قوم) عاد فرستادگان [خدا] را تكذيب كردند؛ (123) هنگامى كه برادرشان هود به آنان گفت:» آيا خودنگهدارى (و پارسايى) نمىكنيد؟! (124) در حقيقت من فرستادهاى درستكار براى شما هستم؛ (125) پس [خودتان را] از [عذاب] خدا حفظ كنيد و [مرا] اطاعت كنيد؛ (126) و از شما هيچ پاداشى بر اين (رسالت) نمىطلبم، پاداش من جز بر [عهده] پروردگار جهانيان نيست؛ (127) آيا بر هر بلندى (ساختمانى) نشانهوار مىسازيد در حالى كه (كارى بىهدف و) بيهوده انجام مىدهيد؟! (128) و كاخهاى استوار بر مىگيريد، تا شايد شما (در دنيا جاودانه) بمانيد؟! (129) و هنگامى كه (بر كسى) سخت مىگيريد، زورگويانه سخت مىگيريد؛ (130) پس [خودتان را] از [عذاب] خدا حفظ كنيد و [مرا] اطاعت كنيد؛ (131) و از (مخالفت) كسى خودنگهدارى كنيد كه شما را با آنچه كه مىدانيد امداد كرد، (132) شما را با دامها و پسران و بوستانها و چشمهساران امداد رساند. (133) شما را با دامها و پسران و بوستانها و چشمهساران امداد رساند. (134) كه من از عذاب روزى بزرگ بر شما مىترسم! « (135) (قوم عاد) گفتند:» بر ما يكسان است كه (ما را) پند دهى يا از پند دهندگان نباشى. (136) (زيرا) اين جز شيوه (مردمان) نخستين نيست؛ (137) و ما عذاب نخواهيم شد. « (138) و او (هود) را تكذيب كردند، پس آنان را هلاك كرديم؛ قطعاً در آن [ها] نشانهاى است، و [لى] بيشترشان مؤمن نيستند. (139) و مسلماً تنها پروردگار تو شكستناپذير [و] مهرورز است. (140)