و از شما هيچ پاداشى بر اين (رسالت) نمىطلبم، پاداش من جز بر [عهده] پروردگار جهانيان نيست؛ (164) آيا از ميان جهانيان، به سراغ مردان مىرويد (و همجنس بازى مىكنيد)؟! (165) و آنچه را كه از همسران شما، پروردگارتان براى شما آفريده است، وا مىگذاريد؟! بلكه شما گروهى تجاوزگريد! « (166) گفتند:» اى لوط! اگر (به اين سخنان) پايان ندهى، حتماً از اخراج شدگان خواهى بود. « (167) گفت:» در حقيقت من از دشمنان سرسخت عمل (همجنس بازى) شما هستم؛ (168) پروردگارا! من و خاندانم را از آنچه انجام مىدهند نجات بخش. « (169) و او و همه خاندانش را نجات داديم؛ (170) مگر پير زنى كه در ميان بازماندگان (در عذاب) بود. (171) سپس ديگران را درهم كوبيديم! (172) و بارشى (از سنگهاى عذاب) بر آنان بارانديم؛ (173) و چه بد است باران هشدار داده شدگان! قطعاً در آن [ها] نشانهاى است، و [لى] بيشترشان مؤمن نيستند. (174) و مسلماً تنها پروردگار تو شكستناپذير [و] مهرورز است. (175) اهل ايْكِه (سرزمين پر درخت قوم شُعيب) فرستادگان [خدا] را تكذيب كردند؛ (176) هنگامى كه شُعيب به آنان گفت:» آيا خودنگهدارى (و پارسايى) نمىكنيد؟! (177) در حقيقت من فرستادهاى درستكار براى شما هستم؛ (178) پس [خودتان را] از [عذاب] خدا حفظ و [مرا] اطاعت كنيد؛ (179) و از شما هيچ پاداشى بر اين (رسالت) نمىطلبم، پاداش من جز بر [عهده] پروردگار جهانيان نيست؛ (180) پيمانه را كاملًا ادا نماييد، و (با كم فروشى) از خسارت زنندگان (به ديگران) مباشيد؛ (181) و با ترازوى راست (و درست) وزن كنيد؛ (182) و به مردم [از روى ستم] چيزهايشان را كم مدهيد و در زمين تبهكارانه فساد مكنيد؛ (183) و از (مخالفت) كسى خودنگهدارى كنيد كه شما، و (صاحبان سرشت نخستين و) انبوه پيشينيان را آفريد. « (184) (قوم شعيب) گفتند:» تو فقط از كسانى هستى كه مكرر جادو شدهاند؛ (185) و تو جز بشرى همانند ما نيستى و در واقع گمان مىكنيم كه تو از دروغگويان هستى؛ (186) پس اگر از راستگويان مىباشى، قطعههايى از آسمان بر ما بيفكن. « (187)