آيا نظر نمىكنى به سوى كسانى كه گمان مىكنند، كه آنان به آنچه بر تو فرو فرستاده شده و آنچه پيش از تو فرود آمده، ايمان آوردهاند، (و با اين حال) مىخواهند كه داورى ميان خود را به سوى (حاكمان) طغيانگر برند؟! با اينكه يقيناً به آنان فرمان داده شده، كه به او كفر ورزند. و [لى] شيطان مىخواهد به گمراهى دور دستى، گمراهشان سازد. (60) و هنگامى كه به آنان گفته شود:» به سوى آنچه خدا فرود آورده، و به سوى فرستاده (اش) بياييد. «منافقان را مىبينى كه كاملًا از تو روى بر مىتابند. (61) پس چگونه، وقتى به خاطر دستاورد پيشينشان، مصيبتى به آنان در رسد، پس از مدتى نزد تو مىآيند، در حالى كه به خدا سوگند ياد مىكنند، كه ما جز نيكى كردن و توافق (ميان طرفين نزاع،) ارادهاى نداشتيم؟! (62) آنان كسانى هستند كه خدا، آنچه را در دلهايشان دارند، مىداند، پس از (مجازاتِ) آنان روى گردان؛ و پندشان ده؛ و با آنان سخنى رسا، (و مؤثر) در دلهايشان، بگوى. (63) و ما هيچ فرستادهاى را نفرستاديم، مگر براى اينكه به رخصت خدا، اطاعت شود. و اگر (بر فرض) آن (منافق) ان هنگامى كه به خودشان ستم كردند، نزد تو مىآمدند، و از خدا آمرزش مىخواستند، و فرستاده [ما نيز] براى آنان طلب آمرزش مىكرد، حتماً خدا را بسيار توبهپذير [و] مهرورز مىيافتند. (64) و [لى چنين] نيست، به پروردگارت سوگند! كه آنها ايمان (حقيقى) نخواهند آورد، تا اينكه در مورد آنچه در ميانشان اختلاف كردند، تو را داور گردانند؛ سپس از داورى تو در جانشان هيچ (دل) تنگى نيابند، و كاملًا تسليم شوند. (65)