نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : --- جلد : 1 صفحه : 386
صقلبی سرداری بی باک بود و در روزگار استیلای «عبدالرحمان الداخل» بر اندلس (138 ق) در افریقیه حضور داشت و در سال 161 ق با گذشتن از اندلس، به منطقه «تدمیر» وارد شد و در سال 162 ق علیه « عبدالرحمان الداخل» شورید و برای عباسیان دعوت کرد. عبدالرحمان بر او یورش برد و صقلبی به کوهی در اطراف «بلنسیه» پناه برد. عبدالرحمان، برای سر او، هزار دینار جایزه مقرر داشت که یکی از بربرها او را کشته و سرش را برای « عبدالرحمان الداخل» فرستاد.
منابع تاریخی، عبدالرحمان فهری را از جمله کسانی می دانند که در تهاجم به اسپانیا، به یاری شارلمانی شتافت، به این امید که او را کمک کند ولی این حمله به ناکامی شارلمانی انجامید و امیدها نیز برباد رفت، شارلمانی با تحمل شکست از جنگ اسپانیا بازگشت و در راه به خاطر تهاجم ساکنان کوه های «باسک» که عقبه سپاه او را هدف قرار داده بودند، و به تدریج تمامی آنها را نابود کردند، صدمات زیادی را متحمل شد.[1]
مقنّع خراسانی
هاشم بن حکیم (عطاء) از اهالی مرو، ساکن خراسان بود. پدرش در زمان حکومت خلیفه منصور یکی از فرماندهان خراسان بود. هاشم در زیرکی و هوش سرآمد بود. او شعبده بازی و افسونگری را پیشه داشت. و در سحر نیز به مهارت بالایی دست یافت. در زمان ابومسلم خراسانی، در مرکز فرماندهی خدمت می کرد و سپس کاتب عبدالجبار ازدی، حاکم خراسان شد. هنگامی که عبدالجبار دست گیر شد، او نیز اسیر و به بغداد فرستاده شد، امّا پس از چندی آزاد شده و به مرو بازگشت.
او مردم را به عقیده حلول وتناسخ و این که خداوند در صورت انبیا (از آدم تا موسی و عیسی و محمد) حلول کرده، فرا می خواند. او مدعی بود که خداوند درابومسلم خراسانی و پس از آن در خود او حلول کرده است. و این گونه بود که ادعای خدایی کرد. او هنگامی که برای دیدار او اصرار داشتند، با پرده ای از حریر سبز که با آن روی خود را پوشانده بود، مردم را می فریفت. گویند: او با صورتکی که از طلا تهیّه شده بود، چهره خود را می پوشاند و دلیل پوشش صورتش را چنین بیان می کرد که: مردم تاب دیدن چهره نورانیش را ندارند، لذا صورتش را پوشانده تا با نور صورتش، نسوزند.
مورخان مسلمان درباره او می گویند: او یک چشم، طاس، زشت روی و بسیار بدقیافه بود. به همین جهت صورت خود را می پوشاند و برای همین مردم او را مقنّع می نامیدند. او به رجعت معتقد بود و عقیده داشت که به زودی بازخواهد گشت، و عدالت را گسترش خواهد داد.
وی پیروانش را از تمام واجبات معاف داشت، حلال و حرام را ملغی و تعالیم مزدکی را ترویج کرد. از جمله آن تعالیم، مباح دانستن مال و زن بود. بعدها از اطاعت حکومت عباسی سرپیچید و با ترک ها علیه عباسیان، هم پیمان گشت. وی جان و مال و عرض مسلمانان را برای پیروان خود، مباح دانست. دعوت او در خراسان گسترش یافت و از طریق رود جیحون به ماوراءالنهر رسید.
مقنّع پایگاه خود را در قلعه ای در کوه های سنام، نزدیک شهر «کش» در نزدیکی بخارا قرار داد. قلعه ای بسیار استوار بود و رسیدن به آن بس دشوار می نمود. اندک اندک به راهزنی مشغول شد و کاروان ها را مورد حمله قرار داده، اموال آنان را می برد، روستاها را غارت می کرد، مسلمانان و فرزندان آنها را به اسارت می برد. خلیفه مهدی عباسی «سعید حرشی»، حاکم هرات را همراه با لشکری برای جنگ او و سپس چندین لشکر را به کمک او فرستاد. آنان مقنّع و یاران او را که تعدادشان حدود سی هزار نفر بود، محاصره کردند. وقتی که مقنّع از شکستن محاصره قلعه ناامید شد، زنان و فرزندان خود را جمع کرد و به آنها شرابی آلوده به زهر نوشاند. پس از مرگ آنان، غلامان خود را نیز کشت. آن گاه تنوری از آتش برافروخت و درآن مس و قیر ذوب کرد و سپس خود را در آن انداخت.
یاران مقنّع خود را سفیدجامگان می خواندند; زیرا آنان رنگ سفید را به منظور ابراز مخالفت با عباسیان که نشانه و علامتشان رنگ سیاه بود، مشخصه خویش قرار دادند.[2]
پی نوشت ها
[1] . جمعه اوّل محرّم سال 163 = هفدهم سپتامبر سال 779 ; شنبه هجدهم ربیع الثانی سال 163 = اوّل ژانویه سال 780 .
[2] . کنز الدرر و جامع الغرر، ج 6، ص 63 ; النجوم الزاهره، ج 3، ص 182.
[ 3 ] . الاعلام زرکلی، ج 4، ص 74 ; تاریخ ابن اثیر، ج 6، ص 18 ; البیان المغرب، ج 2، ص 45 ـ 47 ; تاریخ المسلمین و آثارهم فی الاندلس، ص 102 ـ 204 ; دولة الاسلام فی الاندلس، ص 182 ـ 183.
[ 4 ] . تاریخ ابن اثیر، ج 6، ص 38 ; الفخری فی الآداب السلطانیه، ص 132 ; الاعلام زرکلی، ج 5، ص 29 ; بیرونی، الآثار الباقیة عن القرون الخالیه، ص 211 ; الفرق بین الفرق، ص 256 ; وفیات الاعیان، ج 3، ص263 ; البدایة والنهایه، ج 10، ص 145 ; العبر، ج 1، ص 240 ; التبصیر فی الدین، ص 114 ; مقدسی، البدء والتاریخ، ج 6، ص 96 ـ 98 ; ابن خلدون، ج 3، ص 439 ; تاریخ طبری، ج 9، ص 338 ; تاریخ ابن اثیر، ج 6، ص 38 و 51 ; شذرات الذهب، ج 1، ص 248 ; بروکلمان، تاریخ الشعوب الاسلامیه، ص 184.
سال 164 ق = 780 ـ 781 م
رویدادها
* مهدی، خلیفه عباسی، سالم بن سواده تمیمی را بر مصر، صالح بن داود عباسی را بر بصره و منصور بن یزید بن منصور عباسی را به امارت یمن گمارد.
* درگذشت امپراتور لیون چهارم و تاجگذاری فرزندش کنستانتین ششم به امپراتوری روم که مادرش « ایرن» سرپرستی او را به عهده داشت.
[ 1 ] . الاعلام زرکلی، ج 4، ص 74 ; تاریخ ابن اثیر، ج 6، ص 18 ; البیان المغرب، ج 2، ص 45 ـ 47 ; تاریخ المسلمین و آثارهم فی الاندلس، ص 102 ـ 204 ; دولة الاسلام فی الاندلس، ص 182 ـ 183.
[ 2 ] . تاریخ ابن اثیر، ج 6، ص 38 ; الفخری فی الآداب السلطانیه، ص 132 ; الاعلام زرکلی، ج 5، ص 29 ; بیرونی، الآثار الباقیة عن القرون الخالیه، ص 211 ; الفرق بین الفرق، ص 256 ; وفیات الاعیان، ج 3، ص263 ; البدایة والنهایه، ج 10، ص 145 ; العبر، ج 1، ص 240 ; التبصیر فی الدین، ص 114 ; مقدسی، البدء والتاریخ، ج 6، ص 96 ـ 98 ; ابن خلدون، ج 3، ص 439 ; تاریخ طبری، ج 9، ص 338 ; تاریخ ابن اثیر، ج 6، ص 38 و 51 ; شذرات الذهب، ج 1، ص 248 ; بروکلمان، تاریخ الشعوب الاسلامیه، ص 184.
[ 3 ] . چهارشنبه اوّل محرم سال 164 = ششم سپتامبر سال 780 ; دوشنبه 29 ربیع الثانی، سال 164 = اول ژانویه سال 781 .
نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : --- جلد : 1 صفحه : 386