responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : ---    جلد : 1  صفحه : 397

الهادی

ابومحمد، موسی بن محمّد مهدی بن عبدالله المنصور، چهارمین خلیفه عباسی، مادرش، کنیزی به نام خیزران بود. خیزران مادر هارون الرشید نیز بود. هادی در سال 169 ق به جای پدرش، مهدی به خلافت رسید. وی فردی غیرتمند، سرکوبگر، گستاخ و در کارها استوار و دوراندیش بود. او به سرگرمی و خوش گذرانی علاقه داشت، اما این علاقه، او را از انجام کار و وظایف باز نمی داشت. او در انجام کارها فردی جدّی بود و سرگرمی ها را به زمان و موقعیت خود وا می گذاشت. او در سال 170 ق درگذشت.

درباره علت کشته شدنش سخن های گوناگونی نقل شده است. برخی گفته اند: وی بر اثر توطئه ای که مادرش، خیزران پی ریزی کرد، کشته شد. هنگامی که او قصد داشت برادرش، هارون الرشید را به خاطر واگذاری ولایت عهدی به پسرش جعفر بکشد، خیزران او را مسموم ساخت. برخی نیز می گویند: او مادرش را که در زمان پدرش در امور دولتی مداخله می کرد از مداخله در امور حکومتی بازداشت و ضمن ناراحت کردن او با کلمات زشتی به او گفت: اگر کسی از بزرگان نزد تو بیاید، گردن او را خواهم زد. خیزران نیز شدیداً غضبناک شد، در خوراک او سم ریخت و او را کشت. و نیز گفته اند که او خواست مادرش را بکشد ; از این رو برای او خوراکی تدارک دید و آن را به سم آغشته کرد. مادرش غذا را به سگی داد و سگ جان سپرد ; آن گاه همین تدبیر را برای کشتن او به کار برد. وی در حالی که 26 سال داشت و تنها یک سال و چند ماه از حکومتش می گذشت، درگذشت.[1]

والبة بن حباب

ابواسامة، والبة بن حباب اسدی کوفی، از فرزندان اسد بن خزیمه، شاعری غزل سرا و اصالتاً دمشقی بود. چون در کوفه سکنی گزید، او را کوفی می گفتند. شخصی بذله گو و بی مبالات بود. وی استاد ابونواس بود. ابونواس، بسیاری از فنون شعر را از او فرا گرفت و بی مبالاتی و پرده دری خود را نیز از او به یادگار داشت.

اواخر عمرش به بغداد رفت و در مقابل او بشار و ابوالعتاهیه به هجوش پرداختند و او نیز به هجو آنان پرداخت، اما آن دو بر والبه چیره گشتند. والبه بسان فراریان به کوفه بازگشت و در همان جا درگذشت وی در فنون ادبیات مبتکر، ماهر و زبردست بود. اما دین درستی نداشت و متهم به زندقه و بی دینی بود.[2]

یزید بن حاتم مهلّبی

ابوخالد، یزید بن حاتم بن قبیصة بن مهلّب بن ابی صفرة، ازفرماندهان شجاع روزگار عباسیان بود. منصور در سال 144 ق او را والی مصر قرار داد. سپس در سال 154 ق به ولایت و حکومت افریقا منصوب کرد. به جنگ با خوارج پرداخت و پانزده سال حاکم افریقا بود. وی در این مدت، بسیاری از شورش ها و فتنه ها را سرکوب کرد. در زمان او صلح و صفا در سراسر افریقا گسترش یافت. وی بخشنده و دارای صفات در خور ستایش بود. در هوشیاری و شجاعت، شباهتِ عجیبی به مهلّب، نیای خود داشت. پس از مرگ او پسرش، داود به خلافت رسید. زمانی که هارون الرشید به خلافت رسید، به جای داود، عمویش، روح بن حاتم را به حکومت نشانید و داود را حاکم مصر و بعد ازآن، حاکم سند قرار داد. شاعران در اشعاری یزید بن حاتم را به خاطر شجاعت و بخشندگی اش ستوده اند. از جمله این شاعران، ابنالمولی، محمد بن عبدالله بن مسلم است که درباره او می گوید:

«اگر چیز ارزشمند و قیمتی فروخته یا خریده شود; دیگران فروشنده و تو خریدار آن هستی.

هرگاه کسی امید خیر و عطایی از تو داشته باشد، پیش از آن که آن را طلب کند، به دستش می رسد، درست مثل بارانی که بر جوینده باران فرو می ریزد.

و هنگامی که از روی نیکی، عطا می کنی; کرامت تو با دستانی است که به تیرگیِ منت، آلوده نیست.

زمانی که تک سواران، قهرمانان خود را برشمرند; تو را با اشاره انگشتان از پهلوانان خود به شمار می آورند.»

او در قیروان درگذشت.[3]

پی نوشت ها



[1] . دوشنبه اول محرم سال 170 = سوم ژوئیه سال 786 ; دوشنبه ششم رجب سال 170 = اول ژانویه سال 787 .


[2] . الأغانی، ج 3، ص 286 ـ 300 ; الاعلام زرکلی، ج 7، ص 91.


[3] . الاعلام زرکلی، ج 1، ص 276.

[ 4 ] . المحبّر، ص 37 و 60 ; اعلام النساء، ج 1 ; ص 411.

[ 5 ] . تاریخ ابن اثیر، ج 6، ص 78 ; ابن عذاری، ج 2، ص 57 ; تاریخ المسلمین و آثارهم فی الاندلس، ص 205.

[ 6 ] . الاعلام زرکلی، ج 8 ، ص 174 ; تاریخ بغداد، ج 13، ص 197 ; الکتّاب والوزراء، ص 153ـ 156 ; الفخری، ص 159، 160 ; العبر، ج 1، ص 259 ; اعتاب الکتّاب، ص 72 ; دائرة المعارف الاسلامیه، ماده «ابوعبیدالله بن یسار اشعری».

[ 7 ] . الاعلام زرکلی، ج 8 ، ص 279 ; تاریخ طبری و ابن اثیر، حوادث سال 169 ـ 170 ; تاریخ بغداد، ج 13، ص 21 ; البدایة والنهایه، ج 10، ص 158 ; العبر، ج 1، ص 257 ; الکتّاب والوزراء، ص 167 ; مروج الذهب، ج 3، ص 324 ; المعارف، ص 380 ; ابن خلدون، ج 3، ص 453، 459 ; تاریخ یعقوبی، ج 2، ص 404 ; مآثر الانافة فی معالم الخلافة، ج 1، ص 189.

[ 8 ] . الاعلام زرکلی، ج 9، ص 123 ; تاریخ بغداد، ج 13، ص 487 490 ; الشعر والشعراء، ج 2، ص 771 ; طبقات الشعراء، ص 170 ; الأغانی، ج 18، ص 100.

[ 9 ] . الاعلام زرکلی، ج 9، ص 230 ; ابن خلکان، ج 6، ص321 ; ابن خلدون، ج 4، ص 193 ; ابن عذاری، ج 1، ص 78 ـ 92 ; الولاة والقضاة، ص 111 ; النجوم الزاهره، ج 2، ص 1 ; تاریخ طبری، ج 6، ص 355 و 590 ; تاریخ ابن اثیر، ج 4، ص 545 به بعد ; البیان المغرب، ج 1، ص 78.

یادداشت ها

[ 2 ] . سفیان ثوری در روایات وارد مذموم و منحرف معرفی شده است. ابن حجر می گوید: او در روایات دست می برد و از لشکریان هشام بن عبدالملک بود و در جنگ بر ضد زیدبن علی بن الحسین شرکت داشت (سفینة البحار، ج 4، ص 190).

[ 1 ] . الاعلام زرکلی، ج 8 ، ص 279 ; تاریخ طبری و ابن اثیر، حوادث سال 169 ـ 170 ; تاریخ بغداد، ج 13، ص 21 ; البدایة والنهایه، ج 10، ص 158 ; العبر، ج 1، ص 257 ; الکتّاب والوزراء، ص 167 ; مروج الذهب، ج 3، ص 324 ; المعارف، ص 380 ; ابن خلدون، ج 3، ص 453، 459 ; تاریخ یعقوبی، ج 2، ص 404 ; مآثر الانافة فی معالم الخلافة، ج 1، ص 189.

[ 2 ] . الاعلام زرکلی، ج 9، ص 123 ; تاریخ بغداد، ج 13، ص 487 ـ 490 ; الشعر والشعراء، ج 2، ص 771 ; طبقات الشعراء، ص 170 ; الأغانی، ج 18، ص 100.

[ 3 ] . الاعلام زرکلی، ج 9، ص 230 ; ابن خلکان، ج 6، ص321 ; ابن خلدون، ج 4، ص 193 ; ابن عذاری، ج 1، ص 78 ـ 92 ; الولاة والقضاة، ص 111 ; النجوم الزاهره، ج 2، ص 1 ; تاریخ طبری، ج 6، ص 355 و 590 ; تاریخ ابن اثیر، ج 4، ص 545 به بعد ; البیان المغرب، ج 1، ص 78.

نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : ---    جلد : 1  صفحه : 397
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست