نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : --- جلد : 1 صفحه : 407
صورت گرفت و به قتل عموزاده اش، حسین بن علی بن حسن مثلّثبن حسن مثنّی بن حسن (سبط) بن علی بن ابی طالب انجامید، ادریس به سوی مصر فرار کرد و پس از عبور از آن در سال 172 ق در شمال افریقیه واقع در مغرب دور ساکن شد. وی میهمان قبیله ای بربری به نام «اوربة» شد که امیر آن، اسحاق بن محمد بن عبدالحمید بود و در شهر «ولیلی» در نزدیکی مراکش اقامت داشت. ادریس، خود را به وی معرفی کرد و از او پناه خواست. اسحاق او را گرامی داشته و قبایل بربر را برای پذیرش دعوت او گرد آورد.
آنان پس از این که از قرابتش با رسول الله آگاه شدند، بااو بیعت کردند. پس از بیعت، لشکری بزرگ از بربرها را تجهیز کرد و به سرزمین های «تامسنا» و اطراف آن حمله کرده و سنگرها و دژهای آن سامان را فتح کرد. او هم چنین یهودیان و مسیحیان آن دیار را مسلمان کرد. در سال 173 ق به سوی مغرب میانه رفت و به ناحیه «تلمسان» و ساکنان بربر آن یورش برد. آنان تسلیم او شده و با او بیعت کردند. وی در آن جا مسجدی بنا نهاد و سپس به «ولیلی» بازگشت. ادریس از اطاعت عباسیان سرباز زد و شهر «ولیلی» را پایتخت خود قرار داد. هارون الرشید تلاش کرد تا لشکری برای جنگ با او بفرستد; اما دوری راه او را از دنبال کردن این هدف بازداشت.
هارون بیم آن را داشت که اگر لشکرش از ادریس شکست بخورد، ادریس بر تداوم حمله به حوزه حکومت او در مصر و شام تحریک شود. از این رو حیله ای به کار برد تا از ادریس رهایی یابد. وی شخص زیرکی (سلیمان بن جریر شماخ) را که طبیب نیز بود، نزد ادریس فرستاد. سلیمان نزد ادریس تظاهر به شورش علیه عباسیان کرد. ادریس به او اعتماد کرد و او را به خود نزدیک ساخت. بیان سحرآمیز و سخنوری اش او را مورد توجه ادریس قرار داد. ادریس با اعتماد به او از ] از احتیاطات امنیتی دست کشید[ .
سلیمان به ادریس زهر خورانده و او را مسموم ساخت و خود نیز گریخت ; ولی بربرها بر وفاداری خود نسبت به ادریس باقی ماندند و با پسر او، ادریس دوم بیعت کردند. آنان همان گونه که از پدرش پیروی داشتند، مطیع او نیز بودند.
دولت ادریسیان، اولین دولتی بود که از حکومت عباسیان جدا شد. هارون الرشید چاره ای جز این ندید که منطقه تونس و قیروان را به ابراهیم بن اغلب بدهد تا هرگاه که ادریسیان قصد حمله به مصر و شام را داشته باشند، در مقابل آنان بایستند.
پس از این واگذاری، دولت «اغلبی»ها تشکیل شد. ادریس اول در سال 172 ق شهر «فاس» را بنا نهاد و ادریس دوم، بنای آن را به پایان رساند. ادریس اول را خلیفه می نامیدند و این نخستین باری بود که در اسلام دو خلیفه، همزمان حکومت کردند.[1]
حصین بن رقاد
حصین بن رقاد خارجی، او آزاد شده بنی ثعلبه بود. وی در سال 175 ق در سیستان شورش آغاز کرد و لشکر والی سیستان، عثمان بن عمار را شکست داد. آن گاه بر «بادغیس»، «پوشنگ» و «هرات» استیلا یافت.
هارون الرشید به دایی خود، خالد بن غطریف بن عطاء که از سوی او والی بر خراسان بود، دستور داد که به جنگ با حصین بپردازد. خالد با لشکر عظیمی به جنگ او رفت. حصین این سپاه را شکست داد و افراد زیادی از لشکر خالد را کشت. حصین چندی پیش از کشته شدنش در سال 177 ق به طرف خراسان رفت.
بعضی از منابع، مانند شهرستانی در کتاب الملل والنحل او را حسین بن رقاد نامیده اند.[2]
شریک نخعی
ابوعبدالله، شریک بن عبدالله نخعی، از فقهای برجسته ای بود که بخاری و مسلم از او حدیث نقل کرده اند. وی در زمان حکومت مهدی عباسی، متصدی منصب قضا در کوفه بود. در صدور حکم و اجرای احکام مشهور بود. هیچ گاه پیش از خوردن صبحانه به قضاوت مشغول نمی شد. سپس ورقه ای از پاپوش خود بیرون می آورد و بر آن نظر می کرد. پس از آن امر می کرد تا طرفین دعوا را نزد او آورند.
برخی از یارانش به خواندن متن آن ورقه علاقه مند شدند، چون به آن دست یافتند، دیدند که چنین نوشته است:
«ای شریک بن عبدالله! صراط و سختی های آن را به یاد آور; ای شریک بن عبدالله! حضور خود را در پیشگاه خداوند ـ عزوجل ـ به یاد آور».
شریک در صدور حکم عادل بود و بیشتر مطابق صواب و حق حکم می کرد و همواره حاضر جواب بود. وی در 92 سالگی درگذشت.[3]
عمر بن مهران
ابوحفص، عمر بن مهران، پس از آن که در سال 176 ق هارون الرشید، جعفر بن یحیی برمکی را بر مصر و مغرب گمارد، از سوی جعفر به حکومت مصر منصوب شد. ابوحفص در حالی که خود بر قاطری و غلامش، ابودرّه بر قاطری دیگر سوار بود، وارد مصر شد. هنگامی که وارد مجلس موسی بن عیسی عباسی، امیر مصر ـ که پیش تر هارون الرشید او را به خاطر قصدش به خلع وی عزل کرده بود ـ شد. به همراه غلامش در حاشیه مجلس و پایین تر از همه مردم نشست. وقتی
[1] . الاعلام زرکلی، ج 1، ص 267 ; مروج الذهب، ج 2، ص 238 ; البیان المغرب، ج 1، ص 82 و 210 ; ابن خلدون، ج 4، ص 23 ـ 25 ; تاریخ طبری، ج 3، ص 560 ; الاستقصاء، ج 1، ص 152 ـ 157 ; مقاتل الطالبیین، ص 487 ; دائرة المعارف الاسلامیه، ماده «ادریس اوّل».
[2] . تاریخ ابن اثیر، ج 6، ص 124 ; الملل والنحل، ج 1، ص 130.
[3] . البدایة والنهایه، ج 10، ص 171 ; شذرات الذهب، ج 1، ص 287 ; مروج الذهب، ج 3، ص 2 و 310 ; تاریخ بغداد، ج 9، ص 279 ; تذکرة الحفّاظ، ج 1، ص214 ; تهذیب التهذیب، ج 4، ص 333.
نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : --- جلد : 1 صفحه : 407