نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : --- جلد : 1 صفحه : 410
وقایع نظامی
جنگ ها
* اسپانیا: لشکر هشام اول فرزند عبدالرحمان الداخل، حاکم اندلس بر پادشاه جلّیقه (گالیسیا) و پادشاه بشکنس (باسک) پیروز شده و آنان را با بدترین وجه شکست داد.
شورش ها
* سیستان: شورش خوارج به رهبری حمزة بن اترک خارجی.
* افریقا: هرثمة بن اعین، حاکم افریقا از مصر عازم جنگ با ابن جارود شد و شورش او را سرکوب کرد. ابن جارود، در این جنگ تسلیم شد. هرثمة، ابن جارود را به بغداد فرستاد و هارون الرشید او را زندانی کرد.
حملات دزدان دریایی
* مسلم بن زیاد اصم، به تعقیب دزدان دریایی در خلیج بصره پرداخت و چهار کشتی جنگی را به غنیمت گرفت.
درگذشتگان
* مالک بن انس.
مالک بن انس
ابوعبدالله، مالک بن انس بن مالک بن ابی عامر اصبحی، نسبش به ذی اصبح (قبیله ای در یمن) می رسد. یکی از نیاکان او از یمن به مدینه آمد و درآن جا ساکن شد. جدش، ابوعامر از اصحاب رسول الله(صلی الله علیه وآله وسلم)بود که جز در جنگ بدر، در تمام جنگ ها در رکاب حضرتش حضور داشت. وی یکی از پیشوایان مذاهب چهارگانه اهل سنت است و مذهب مالکیه، به او منسوب است.
وی دانش خود را از نافع، غلام عبدالله بن عمرو ابن شهاب زهری و فقه را از ربیعة بن عبدالرحمان معروف به «ربیعة الرأی» فرا گرفت. مالک در علم حدیث، امام و سرآمد بود. او مردی با هیبت بود و محضر او فارغ از مجادله و همهمه و جنجال بود. بسیاری از پیشوایان از جمله: ابنمبارک، اوزاعی، لیث بن سعد و شافعی، از وی حدیث نقل کردند. بخاری می گوید: صحیح ترین احادیث، احادیثی است که مالک از نافع و او از ابنعمر نقل کرده است. استناد او در فتوا کتاب خدا و سنت رسول(صلی الله علیه وآله وسلم) بود. به آن چه در مدینه بدان عمل شده بود، خصوصاً عمل پیشوایان و در رأس آنها شیخین ( ابوبکر و عمر) اهمیت بسیار زیاد می داد. وی را نزد جعفر بن سلیمان عباسی، حاکم مدینه آوردند. جعفر به این خاطر که مالک به عدم لزوم طلاق مُکره فتوا داد و این فتوا دارای جنبه سیاسی بود، به او هفتاد ضربه تازیانه زد. عباسیان برای بیعت سوگندهایی ساخته بودند و مردم را در هنگام بیعت وادار به سوگند بر طلاق می نمودند.[1] چون عباسیان متوجه شدند که فتوای مالک می تواند بیعت ایشان را نقض کرده و شورش علیه آنان را آسان گرداند، او را تازیانه زدند.
از مالک درباره افراد باغی سؤال شد که آیا جنگیدن با آنها جایز است؟ مالک گفت: «جنگ با آنها جایز است در صورتی که بر خلیفه ای همانند عمر بن عبدالعزیز شوریده باشند.» به او گفته شد: اگر مانند عمر بن عبدالعزیز نباشد؟ گفت: «آنها را رها کنید. خداوند، از ظالمی به واسطه ظالمی دیگر انتقام می گیرد. سپس خداوند از هر دو انتقام می گیرد». این فتوا سبب گرفتاری و رنج های بسیار برای وی شد. مالک در ابطال قسم مُکره به این حدیث رسول الله(صلی الله علیه وآله وسلم) استناد کرد که فرموده بود: «از امت من خطا، فراموشی و آن چه را که در انجام آن مجبور باشند، برداشته شده است».
زمانی که خلیفه از رفتار والی مدینه با مالک مطلع شد، آن را زشت شمرد و جعفر بن سلیمان را از امارت مدینه برکنار ساخت. آن گاه دستور داد که او را سوار بر شتری به بغداد آورند. منصور عباسی در سال 163 ق در موسم حج، مالک را در منی ملاقات کرد. او از مالک عذر خواست و از او تقاضا کرد که علم خود را در کتابی گرد آورد و در آن از سخت گیری های عبدالله بن عمر و سهل گیری های عبدالله بن عباس و کلمات نادر و غریب عبدالله بن مسعود اجتناب ورزیده، شیوه اعتدال را مراعات کند و آن چه را که پیشوایان و صحابه بر آن اجماع دارند، درآن بنویسد. خلیفه دستور داد خلعتی به همراه هزار دینار به وی عطا کنند.
مالک نیز کتاب الموطّأ را که اولین کتاب فقهی در عالم اسلام است، به خواست او نوشت. از جمله کتاب های مالک کتاب المدوّنة است که مجموعه رساله هایی در فقه مالکی است. این رسائل را شاگرد او، اسد بن فرات جمع آوری کرد. مالک در مدینه زیست و از آن جا به هیچ شهر دیگری عزیمت نکرد. هارون الرشید از او خواست تا به محضر او برود و برای او حدیث نقل کند مالک گفت: «طالب باید به نزد علم برود». از این رو، هارون الرشید به قصد منزل وی حرکت کرد، در مقابل او نشست و مالک برای او حدیث خواند. بیش ترین کسانی که (برای کسب دانش) نزد وی رفتند، مصریان و مغربی ها از افریقا و اندلس بودند و هم اینها بودند که مذهب مالک را در شمال افریقا و اندلس نشر دادند. مذهب مالک، در بصره، بغداد و خراسان به واسطه فقهایی که از آن شهرها نزد مالک آمده بودند، گسترش یافت. مالک در 86 سالگی در مدینه درگذشت و در بقیع دفن گردید.[2]
پی نوشت ها
[1] . جمعه اول محرم سال 179 = 27 مارس سال 795 ; جمعه پانزدهم شوال سال 179 = اول ژانویه سال 796 .
[2] . بدین صورت بود که مردم هنگام بیعت سوگند یاد می کردند که در صورت نادیده گرفتن بیعت و تعهد خود، زنان آنان مطلّقه باشند.
[ 3 ] . الاعلام زرکلی، ج 6، ص 128 ; البدایة والنهایه، ج 10، ص 174 ; ابن قتیبه، الامامة والسیاسه، ج 2، ص 178 180 ; تذکرة الحفّاظ، ج 1، ص 207 ; شذرات الذهب، ج 1، ص 289 ; الفهرست، ص 286 ; وفیات الاعیان، ج 4، ص 135 ; المعارف، ص 498 ; بروکلمان، تاریخ الشعوب الاسلامیه، ج 3، ص 274.
[ 1 ] . بدین صورت بود که مردم هنگام بیعت سوگند یاد می کردند که در صورت نادیده گرفتن بیعت و تعهد خود، زنان آنان مطلّقه باشند.
[ 2 ] . الاعلام زرکلی، ج 6، ص 128 ; البدایة والنهایه، ج 10، ص 174 ; ابن قتیبه، الامامة والسیاسه، ج 2، ص 178 ـ 180 ; تذکرة الحفّاظ، ج 1، ص 207 ; شذرات الذهب، ج 1، ص 289 ; الفهرست، ص 286 ; وفیات الاعیان، ج 4، ص 135 ; المعارف، ص 498 ; بروکلمان، تاریخ الشعوب الاسلامیه، ج 3، ص 274.
نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : --- جلد : 1 صفحه : 410