نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : --- جلد : 1 صفحه : 412
خدمت به آنها کرد و از مال و منزلت فراوانی بهره مند شد. برای ولید بن عبدالملک شعر سرود و آواز خواند. هارون الرشید را نیز درک و برای او آوازخوانی کرد.[1]
خلف احمر
او ابومحرز، خلف بن حیان و منسوب به اشعری، معروف به «خلف احمر» از اهالی بصره و اصالتاً از فرغانه ماوراءالنهر بود. پدرش غلام آزادشده بلال بن موسی اشعری بود. از این رو، خلف به او منسوب شد. به شعر و ادبیات عرب آگاه بود. او خود، شعر می سرود و به شعرا نسبت می داد. به علت شباهت کلامش با سروده های شاعران بازشناسی اشعارش از اشعار آنان ممکن نبود. اصمعی و سایر اهالی بصره نزد وی شعر و ادب آموختند. خلف قدرت عجیبی در تمییز شعرها و شناسایی سرایندگان آنها داشت. وی از نسّابین بود و به غرایب لغت، علم نحو و اخبار و سرگذشت عرب آشنایی داشت.[2]
سیبویه
ابوبشر، عمرو بن عثمان بن قنبر حارثی ـ منسوب به حارث شد چون سرورانش از بنی حارث بن کعب اند ـ ملقب به سیبویه ـ که در فارسی به معنای بوی سیب است ـ سرآمد نحویان و اولین کسی که علم نحو را بسط و گسترش داد. وی در علم نحو کتابی نگاشت که به کتاب سیبویه مشهور شد. او در «بیضا» ـ از نواحی شیراز ـ متولد شد. آن گاه به بصره رفت و ملازمت خلیل بن احمد را برگزید. او از خلیل برتر شد و به اصول و فروع علم نحو احاطه یافت. در هر علمی سررشته داشت.
سیبویه از بصره به بغداد رفت. کسایی در آن زمان، معلم امین پسر هارون الرشید بود. آن جا بود که در مسئله «الزنبوریة» بین آن دو مناظره ای در گرفت. کسایی معتقد بود که عرب می گوید: «کنت اظنّ أن الزنبور اشدّ لسعة من النحلة، فاذا هو ایّاها».
اما سیبویه گفت: درست این است که گفته شود: «إن الزنبور اشدّ لسعة من النّحلة، فاذا هو هی». و چون مجادله طولانی شد، پذیرفتند که به یک اعرابی خالص که کلام او دست نخورده و فصیح است، مراجعه کنند. ازآن جا که کسایی معلّم امین بود، امین به او عنایت بسیار داشت. عربی را حاضر کردند و در آن خصوص از او پرسیدند. او نیز آن چنان که سیبویه گفته بود، تکلم کرد. امین به او گفت: اینک می خواهیم آن طور که کسائی گفته، بگویی. اعرابی گفت: زبان من بدین سخن نمی گردد، زیرا چیزی جز سخن اصیل را تکلم نمی کند. پس بنا گذاشتند که به او بگویند: کسائی چنین می گوید سیبویه چنان. برخی نیز گویند: به او رشوه دادند. از این رو او گفت: درست آن است که کسایی گفته است. سیبویه دانست که آنها به خاطر خوشایند امین، از کسایی طرف داری می کنند و بر او ظلم روا می دارند. لذا هیچ چاره ای ندید، مگر آن که از بغداد خارج شود و به فارس برگردد. او به بیضا ـ که بنابر قولی زادگاه وی بود ـ رفت و همان جا درگذشت. سیبویه حدود 40 سال عمر کرد; اما سال وفات و مکان آن، مورد اختلاف است.[3]
عمرکی
او عمرو بن محمد عمرکی، رهبر «سرخ جامگان» گرگان بود. چون به وی نسبت بی دینی دادند، هارون الرشید، دستور قتل او را صادر کرد و عیسی بن ماهان، حاکم خراسان او را به قتل رسانید. سرخ جامگان (محمّره) فرقه ای از پیروان بابک خرمدین بودند.) 3 (وجه نام گذاری آنان به سرخ جامگان این بود که پیروان بابک خرمدین در آن زمان لباس قرمز به تن می کردند. رئیس مذهبشان، مزدک مجوسی آنان را به بهره گیری از لذات و پیروی از شهوات، همیاری و اشتراک و اختلاط زنان و مردان دعوت می کرد. آنها در مورد اموال و نوامیس قائل به اشتراک بودند و هیچ کس از ارتباط با همسر دیگری امتناع نمی کرد.[4]
محمد بن ابراهیم فزاری
محمد بن ابراهیم بن محمد بن حبیب بن سَمُرة بن جندب فزاری، اولین کسی بود که در اسلام اسطرلاب را به کار گرفت. «قفطی» در کتاب اخبار العلماء بأخبار الحکماء درباره او می گوید: «محمد بن ابراهیم فزاری اولین کسی است که در میان مسلمانان در خصوص حرکت و سیر ستارگان به بررسی جدّی اهتمام ورزید».
مأمون، خلیفه عباسی از او خواست تا کتاب السند هند را که در خصوص حرکات ستارگان نوشته شده بود، ترجمه کند. او نیز این کتاب را به عربی برگرداند و نامش را السند هند الکبیر گذاشت. عنوان السند هند نامی تغییر یافته از «سدّهاند» است به معنای «شناخت». از آن به بعد برای هر کتابی که درباره علم نجوم بود، از این نام استفاده می کردند.[5]
مسلم زنجی
ابوخالد، مسلم بن خالد منسوب به قبیله بنی مخزوم، به خاطر سیاهی رنگش به «زنگی» مشهور بود. برخی نیز گویند: رنگ پوستش قرمز متمایل به زرد بود ; لذا او را برخلاف رنگش به این نام می خواندند. وی شیخ حرم مکی بود.
او نزد ابنجریح، فقه آموخت و در این زمینه، سرآمد گردید. امام شافعی فقه را نزد او آموخت و هموست که به امام شافعی اذن فتوا داد. در مکه و در هشتاد سالگی درگذشت.[6]
[1] . الاعلام زرکلی، ج 2، ص 296 ; الأغانی، ج 6، ص 280 به بعد.
[2] . الاعلام زرکلی، ج 2، ص 358 ; المعجم البلدان، ج 11، ص 64 ; انباه الرواة، ج 1، ص 348 ; الفهرست، ص50 ; طبقات الشعراء، ص 147 ; معجم الادباء، ج 4، ص 179.
[3] . الاعلام زرکلی، ج 5، ص 252 ; وفیات الاعیان، ج 3، ص 463 ـ 464 ; البدایة والنهایه، ج 10، ص 176 ; تاریخ بغداد، ج 12، ص 195 ; العبر، ج 1، ص 278 ; معجم الادباء، ج6، ص 80 ; انباه الرواة، ج 2، ص 246 ; الفهرست، ص 76 ; بروکلمان، تاریخ الشعوب الاسلامیه، ج 2، ص 134.
[4] . الاعلام زرکلی، ج 5، ص 259 ; البدایة والنهایه، ج 10، ص 175 ; النجوم الزاهره، ج 2، ص 99 ; ابن ندیم، ص 479.
[5] . الاعلام زرکلی، ج 6، ص 180 ; قفطی، إخبار العلماء بأخبار الحکماء، ص 177 ـ 178.
[6] . تذکرة الحفّاظ، ج 1، ص 255 ; العبر، ج 1، ص 277.
نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : --- جلد : 1 صفحه : 412