نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : --- جلد : 1 صفحه : 416
* اندلس: سلیمان و عبدالله، فرزندان عبدالرحمان الداخل، از طریق افریقا از اندلس عبور کردند، و علیه حَکَم شوریدند. آن دو در زمان حکومت برادرشان، هشام به آن جا تبعید شده بودند.
درگذشتگان
* ابن دینار جهنی.
* ابوهیذام.
* ابویوسف.
* بهلول بن راشد.
* خزیمی.
* عبّاسه.
* مروان بن ابی حفصه.
* یونس بن حبیب.
ابن دینار
ابوعبدالله، محمد بن ابراهیم بن دینار جهنی، فقیهی دانشمند که به علم، عنایت و در مباحث آن بسیار ژرفکاو بود. او و مغیرة بن عبدالرحمان مخزومی، سرآمد فقهایِ مدینه بودند.
اشهب بن عبدالعزیز عامری درباره او می گوید: «در میان اصحاب مالک، کسی را فقیه تر از ابن دینار نیافتم».[1]
ابوهیذام
ابوهیذام، عامر بن عمارة بن خزیم غطفانی مرّی، امیر قیسیان (منسوب به قیس عیلان، مضری)) 1( شام و یکی از سرداران صاحب نام بود. وی در بُصری (بصری الشام) اقامت داشت و در جنگی که بین مضریان (قیسیان) و یمانیان در سال 175 ق درگرفت، رهبری مضریان را به عهده داشت. ضربه هایی که یمانیان از او خوردند، از غیر او نخوردند. هرگز شکستی در مورد او ذکر نشده است. هزاران سرباز و جنگ جو بر او یورش می بردند، ولی با آن که تعداد یاران او اندک بود، آن قدر پایداری می کرد تا بر آنان پیروز می شد.
هارون الرشید، جعفر بن یحیی را برای سرکوبی این شورش قبیله ای فرستاد. او بر ابوهیذام دست یافت و وی را با غل و زنجیر، نزد هارون الرشید به «رقّه» آورد. هارون نیز او را بخشید و آزادش کرد.[2]
ابویوسف
ابویوسف، یعقوب بن ابراهیم بن حبیب انصاری کوفی بغدادی، یار و شاگرد ابوحنیفه و اولین کسی که درباره مذهب ابوحنیفه کتابی تألیف کرد و مسائل آن را نوشت و منتشر کرد و دانش ابوحنیفه را در سرزمین های مختلف گسترش داد. در نقل روایت، از پیشوایان محدث نقل حدیث می کرد. وی در ابتدا نزد ابنابی لیلی فقه آموخت، آن گاه متوجه ابوحنیفه شد و نزد او فراگیری فقه را دنبال کرد.
در سفری به مدینه از مالک بن انس نیز کسب علم نموده و با او در مسائلی که موافق با مذهب اهل عراق بود، به مناظره پرداخت و نظریات مالک را پذیرفت. سپس با افکار اهل حجاز، به عراق بازگشت و آن را با مذهب مردم عراق درآمیخت و در بسیاری از مسائل نیز به رأی مالک رجوع کرد. او نخستین کسی بود که این دو مذهب (حنفی و مالکی) را به هم نزدیک ساخت.
در سال 166 ق همزمان با حکومت مهدی، خلیفه عباسی منصب قضاوت را به عهده گرفت. او این منصب را در زمان هادی و هارون الرشید نیز حفظ کرد. هارون الرشید او را قاضی القضاة تمام مملکت خود قرار داد و تا آن جا پیش رفت که تعیین قضات را از خراسان تا افریقا به عهده او گذاشت. وی اولین کسی بود که به این منصب خطیر دست یافت. درباره علت این امر گویند: هارون الرشید به همسرش، زبیده گفت: اگر امشب در کشور من شب را صبح کنی سه طلاقه خواهی بود. اما ساعتی بعد پشیمان شد و به فکر چاره افتاد و در این باب، از ابویوسف نظر خواست. ابویوسف گفت: زبیده باید شب را در مسجد سپری کند; چرا که مساجد تنها از آن خدایانند. هارون به دلیل همین فکر بکر، وی را قاضی القضاة کرد.
او اولین کسی بود که در اصول فقه، بنابر مذهب ابوحنیفه کتاب نوشت. در مجلس قضاوت او طبقات مختلفِ علما شرکت می کردند. درتفسیر، تاریخ جنگ ها و سرگذشت اعراب مهارت فراوان داشت. پس از او پسرش، یوسف منصب قضا را به عهده گرفت و به نیابت پدر خود، در بخش شرقی بغداد به قضاوت نشست. از آثار او کتاب الخراج است که برای هارون الرشید تألیف کرد. کتاب النوادر، ادب القاضی، الامالی فی الفقه و الرد علی مالک بن انس و غیره نیز از اوست، اما بیشتر کتاب هایش از بین رفته است. ابویوسف در حالی که هنوز در منصب قضا بود، در 69 سالگی درگذشت.[3]
بهلول بن راشد
بهلول بن راشد، یکی از پیشوایانِ خوارِج اباضیه، از پرهیزگاران و عابدان که محمد بن مقاتل عکّی، حاکم افریقا او را به قتل رسانید. چرا که او از روش حکومتی خلیفه و دوستی او با پادشاه روم انتقاد می کرد. ابوبکر عبدالله مالکی، در کتاب خود ریاض النفوس می گوید: «عکی نسبت به پادشاه روم ابراز محبت می کرد و برای او هدایایی می فرستاد و آن «طاغیه» (سرکش) یعنی پادشاه روم نیز چنین می کرد. تا جایی که پادشاه روم از عکّی خواست برای او آهن، مس و سلاح ارسال کند. هنگامی که عکّی تصمیم به ارسال این اجناس گرفت، بهلول نتوانست
[1] . ابن قنفذ، کتاب الوفیات، ص 144 ; ترتیب المدارک، ج 1، ص 291.
[2] . الاعلام زرکلی، ج 4، ص 23 ; تاریخ ابن اثیر، ج 6، ص 627.
[3] . الاعلام زرکلی، ج 9، ص 252 ; تاریخ بغداد، ج 14، ص 242 ; ابن خلکان، ج 6، ص 378 ; شذرات الذهب، ج 1، ص 298 ; البدایة والنهایه، ج 10، ص 180 ; تذکرة الحفّاظ، ج 1، ص 292 ; العبر، ج 1، ص 284 ; المعارف، ص 499 ; النجوم الزاهره، ج 2، ص 107 ; دائرة المعارف الاسلامیه، ماده «ابویوسف» ; بروکلمان، تاریخ الشعوب الاسلامیه، ج 2، ص 39.
نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : --- جلد : 1 صفحه : 416