نام کتاب : کتاب احکام و حقوق کودکان در اسلام نویسنده : --- جلد : 1 صفحه : 154
برخي ديگر با عبارت «مؤمنين صالح» به اين مسأله اشاره نمودهاند[1]. گروهي با تعبير «عدل موثّق»[2] بدان اشاره دارند. گروه پنجم نيز با عبارت «عدول مؤمنين» به ذکر اين مسأله پرداخته است. شهيد اوّل در اين خصوص ميگويد: «اگر حاکم نباشد يا دسترسي به آن مشکل باشد، براي مؤمنين عادل جايز است در اموال ايتام به گونهاي که مصلحت آنان رعايت شود، دخالت نمايند»[3]
برخي از اعلام فقهاي معاصر، مانند امام خميني(قدّس سرّه)،[4] آيةالله فاضل لنکراني[5] و آيةالله سيّد ابوالقاسم خويي[6] نيز همين تعبير را بهکار گرفتهاند.
2. دلائل ولايت عدول مؤمنين بر کودکان بيسرپرست
قبل از بيان ادلّه اين حکم، تذکّر دو نکته لازم به نظر ميرسد:
الف ـ مقصود از ولايت عدول مؤمنين در اين باره، دخالت آنها در غير امور ضروري ميباشد. امّا انجام امور ضروري، مانند حفظ طفل صغير از اينکه در معرض تلف قرار گيرد، يا حفظ اموال او از تلف، و يا اطعام وي در صورت اضطرار و نياز، به نحو واجب کفايي بر تمام مسلمين واجب است، تا چه رسد به مؤمن عادل.
شهيد ثاني در مسالک مينويسد: «حتّي اگر به طور فرض، مورّث طفل صغير براي نفقه او مالي باقي نگذاشته باشد و خود نيز قادر به کسب و تهيّه آن نباشد، نفقه وي بر مسلمانان که مکنت مالي دارند، به صورت واجب کفايي، واجب است، مانند آنکه اعانه محتاج و اطعام گرسنه مضطرّ نيز واجب ميباشد»[7].
شبيه اين بيان در عبارات محقّق ثاني[8] و محدّث بحراني[9] ونيز صاحب جواهر[10] ديده ميشود.