نام کتاب : کتاب احکام و حقوق کودکان در اسلام نویسنده : --- جلد : 1 صفحه : 485
دسته چهارم: رواياتي است که دلالت دارد بعضي از والدين به دليل اينکه به وظايف شرعي و اخلاقي و انساني خود در قبال فرزندان عمل نميکنند، عاق[1] آنها قرار ميگيرند، مانند اينکه پيامبر اعظم(صلي الله عليه وآله) فرموده است: بر پدر و مادر لازم است نسبت به فرزندان به وظيفه خويش عمل نموده و عاق آنها قرار نگيرند، چنانچه بر فرزندان نيز واجب است عاق پدر و مادر خويش نگردند. «يلزَمُ الوالِدَينَ مِنَ العُقُوقِ لوَلَدِهِما ما يلزَمُ الوَلَدَ لَهُما مِن عُقُوقِهِما»[2] و ديگر روايات.[3]
دسته پنجم: رواياتي است که دلالت دارند تنبيه و تأديب اطفال مميز در صورتيکه مرتکب گناه و کردار ناپسند شوند، جايز است.
وجوب تربيت اطفال از اين دسته از روايات نيز استفاده ميگردد، زيرا تأديب و تربيت لازم و ملزوم يکديگرند، به اين معني که تأديب طفل به جهت ارتکاب سرقت يا ترک اصول اخلاقي، موجب ميشود سرقت را ترک و فضايل اخلاقي را کسب نمايد.
دسته ششم: رواياتي است که در مذمّت و نکوهش بعضي از پدران وارد شده است، از جمله نقل شده که پيامبر اکرم(صلي الله عليه وآله) به سوي بعضي از کودکان توجّه نموده فرمودند: بدا به حال کودکاني که در آخر زمان خواهند آمد از ناحيه پدرانشان، شخصي از آن حضرت سؤال کرد آيا پدرانشان مشرکند؟ حضرت جواب فرمود: خير! پدرانشان مؤمنند، ولي احکام واجبات را به فرزندان خود نميآموزند و اگر فرزندان، خود به آموختن اقدام نمايند آنها را منع مينمايند، در مقابل، به اينکه مقدار ناچيزي از اموال دنيا به دست آورند خشنود ميگردند، من از چنين پدراني دور و آنها نيز از من دورند. «فَأَنَا مِنهُم بَرِيءٌ وَ هُم مِنِّي بِرَاءٌ».[4]
اين روايت دلالت دارد که بر پدران واجب است نسبت به تعليم و تربيت و آموزش احکام شرعي به کودکان خويش سعي وافر داشته باشند، زيرا عدم انجام وظيفه در اين امور موجب جدايي از پيامبر اکرم(صلي الله عليه وآله) که عذاب اليم است، ميباشد.
[1] . کلمه ي عاق عقوق از ماده عقّ به معني قطع است، ابن اثير، النهاية في غريب الحديث و الاثر276:3، و مقصود از آن در احاديث، قطع رحم از جانب اولاد و يا از جانب والدين ميباشد.
[2] . وسائل الشيعة 480:21، باب86من ابواب احکام الاولاد، ح5.