نام کتاب : کتاب احکام و حقوق کودکان در اسلام نویسنده : --- جلد : 1 صفحه : 486
سوّم: ادّله ديگر
1ـ سيره مستمره مسلمانان (متشرعه) اين است که بر اوليا، اطفال خود را ملزم به تربيت آنها ميبينند و سعي ميکنند آنها را از انجام آنچه موجب فساد اخلاق است محافظت نمايند.[1] بعضي از فقها فرمودهاند: سيره بر تأديب و تعزير اطفال نيز وجود دارد.[2]
2ـ عقل حکم ميکند به اينکه واجب است بر وليّ کودک، تعليم و تربيت به آنچه موجب سعادت وي ميگردد، مانند تعليم اعتقادات صحيح ديني ونيز واجب است او را از انجام آنچه موجب فساد اخلاق يا ضرر و زيان بر وي خواهد شد، منع نمايد.
اين حکم بديهي و روشن است و نياز به اثبات ندارد، زيرا همانگونه که انسان، سعادت و رستگاري خويش را خواهان است، سعادت و رستگاري فرزندان خويش را نيز ميخواهد و اين خواسته فقط با تربيت صحيح فرزندان بدست خواهد آمد.[3]
3ـ اولويت قطعيه، با اين توضيح که گفته شود، وجوب حضانت اطفال و نفقه آنها اقتضا دارد تربيت آنان به طريق اولي واجب باشد، زيرا نفقه اطفال و امور مربوط به حضانت آنها در ارتباط با مسائل جسماني است و از اهميت کمتري برخوردار است، در حاليکه تربيت صحيح آنها موجب ميشود به فضايل اخلاقي و کردار نيک و پسنديده روي آورند و به زندگي سعادتمندانه در دنيا و آخرت دست يابند، چنانکه کوتاهي در تربيت آنها چه بسا موجب بدبختي و هلاکت و شقاوت دائمي آنها خواهد شد، بديهي است آنچه مربوط به تربيت و جنبه روحي است، بسيار با اهميتتر از امور جسماني است، پس بايد به طريق اولي واجب باشد.[4]
13. اشتراک مادر با پدر در ولايت بر تربيت فرزندان
پدر و مادر، هر دو در قبال تربيت کودکانشان مسئول ميباشند و ادّلهاي که ذکر شد همانطور که ولايت پدر را اثبات مينمايد، بر ولايت مادر بر تربيت کودک نيز دلالت دارد .[5]