نام کتاب : کتاب احکام و حقوق کودکان در اسلام نویسنده : --- جلد : 1 صفحه : 489
موقعيتي ضرر بر اوست و بيترديد موجب فساد عقيده و عمل وي در آينده و انحراف او از صراط مستقيم خواهد شد و بهطور قطع مبغوض شارع مقدّس است و بدان راضي نيست.
بنابراين، در صورتي که پدر و مادر هر دو زنده و واجد شرايط لازم براي تربيت کودک باشند، تعليم و تربيت بر هر دو واجب است و اگر يکي از آنها به انجام آن مبادرت نمود، از ديگري ساقط ميشود و اگر هيچ کدام به مسئوليت خود عمل ننمودند، هر دو گناهکار ميباشند، البتّه نسبت به حضانت و نگهداري کودک به شرحي که پيشتر توضيح داده شد در سالهاي اوّل عمر کودک، مادر اولويت دارد.
و در صورتيکه کودک پدر و مادر ندارد يا شرايط لازم براي تربيت وي را ندارند وجوب تربيت بر خويشاوندان کودک، يعني جدّ و جدّه پدري يا مادري و عموها و داييها و خالهها به ترتيب طبقات ارث (الأقرب فالأقرب)، فعلي ميشود و بايد به انجام آن همّت گمارند.
مرحوم علامه در خصوص مسأله حضانت کودک مينويسد: «اگر پدر و مادر نباشند، جدّ اولويت دارد و اگر جدّ هم نباشد ديگر اقارب به ترتيب ارث اولويت دارند، و خواهري که از پدر و مادر هر دو منتسب به طفل ميباشد يا از طرف پدر منتسب است، نسبت به خواهري که فقط از طرف مادر منتسب است اولويت دارد، به دليل اينکه قرابت او بيشتر است يا در ارث نصيب بيشتري دارد، همچنين مادرِ پدر نسبت به مادرِ مادر اولويت دارد و جدّه نسبت به خواهر، به دليل اينکه جدّه به منزله مادر است. و عمه و خاله هر دو مساوي ميباشند و اگر در طبقهاي چند مساوي باشند به حکم قرعه مشخص ميشود».[1]
از آنچه ذکر شد روشن گرديد، ولايت بر تربيت کودک، حکم است و از طرف والدين قابل اسقاط نيست، بلکه اگر در اينباره به وظيفه خود عمل ننمودند، به شرحي که در مسأله نفقه کودک گذشت، حاکم شرع ميتواند آنها را به انجام آن مجبور نمايد و اگر نياز باشد تعزير نمايد.