نام کتاب : کتاب احکام و حقوق کودکان در اسلام نویسنده : --- جلد : 1 صفحه : 498
19. ولايت عدول مؤمنين بر تربيت ايتام
همچنين از مطالب گذشته روشن ميشود، در صورت نبودن حاکم يا عدم امکان دسترسي به او، مؤمنين عادل، بلکه اگر افراد عادل نباشند، غير عادل و فاسق بر تربيت کودکان بي سرپرست ولايت دارند و آنها بايد در اين رابطه به وظيفه شرعي اخلاقي و انساني خود عمل کنند. دليل اين حکم، همان است که در بحث کلّي ولايت[1] و نيز در مسأله لقيط و نفقه توضيح داده شد.
20. تربيت کودک در حقوق مدني
گذشته از نگهداري و تأمين معاش کودک، تربيت او نيز به عهده پدر و مادر و يا کسي است که دادگاه حضانت را به او ميسپارد. پدر و مادر بايد فرزند خويش را آماده زندگي اجتماعي سازند و بر رفتار و معاشرتها و تحصيل او نظارت مستمر داشته باشند و سنن ملّي و مذهبي را به او بياموزند. اين وظيفه اخلاقي را به دشواري ميتوان در حقوق تضمين کرد، با وجود اين، قانون به ايجاد حق و تکليف پدر و مادر در اين باب بي اعتنا نمانده است.[2]
ماده 1178قانون مدني در مقام قاعده کلّي تکليف پدر و مادر، مقرّر ميدارد: «ابوين مکلّف هستند که در حدود توانايي خود به تربيت اطفال خويش بر حسب مقتضي اقدام کنند و نبايد آنها را مهمل بگذارند».
همچنين طبق ماده1104 قانون مدني والدين بايد هر دو در تربيت اولاد خود با يکديگر معاضدت نمايند و اين امر واجب کفايي ميباشد، از اين رو هر يک که تکليف خود را انجام دهد، تکليف ديگري ساقط ميگردد[3]، ماده مزبور چنين مقرّر ميدارد: «زوجين بايد در تشييد مباني خانواده و تربيت اولاد خود به يکديگر معاضدت نمايند».
[1] . النهاية: 608، المهذّب118:2، کتاب المکاسب - تراث الشيخ الاعظم 3: 561 ـ 562، القوائد و الفوائد406:1، قاعده 148.
[2] . ناصر کاتوزيان، دوره مقدماتي حقوق مدني ـ خانواده: 386.