نام کتاب : کتاب احکام و حقوق کودکان در اسلام نویسنده : --- جلد : 1 صفحه : 500
در محيط سالم رشد کنند و تحت تربيت صحيح قرار گيرند و از نظر قوانين و تأمين وسايل، به دقت مورد توجه باشند، جامعهاي سالم و مترقّي و پيشرو و سرافراز را خواهند ساخت.
دقت بيشتر در آنچه که ذکر شد نشان، ميدهد که بايد همه چيز و همه کس در راه پي ريزي اساس خوشبختي کودکان به کار بيفتد. پدر و مادر، معلّم، جرايد، دستگاههاي تبليغاتي، قانونگذار، زمامدار، همه و همه مصلحتشان پايينتر از مصالح کودکان است.[1]
خلاصه اينکه، مواد ذکر شده در اعلاميه جهاني حقوق کودک و کنوانسيون مزبور، مترقّي و متکامل است و اگر به درستي بدان عمل گردد، گامهاي مؤثر در جهت تربيت رشد و پويايي کودکان برداشته خواهد شد، ولي بسياري از دولتها و چه بسا برخي از افرادي که اين مواد را تصويب کردند، خود بدان عمل ننمودند.
اين در حالي است که پيشوايان اسلام، قرنها پيش به اين امر مهم توجّه داشته و انجام آنرا به مسلمانان سفارش نمودهاند و در سيره عملي خود به آن عمل نمودهاند.
علي بن ابيطالب(عليه السلام) که هم از لحاظ قدرت ظاهري و هم از جهت فضيلت و دانش و معنويت، بعد از پيامبر اکرم(صلي الله عليه وآله) شخص اوّل دنياي اسلام شمرده ميشود و آن حضرت او را به امر خداوند متعال براي رهبري جامعه مسلمين برگزيده است، در برابر چند کودک يتيم، زانو ميزند و خود لقمه بر دهانشان مينهد و از آنها خواهش ميکند که او را به لطف و صفاي خود ببخشايند و از اينکه موقعيت طوري پيش آمده که از حال آنان غفلت شده است، او را عفو کنند و در پيشگاه الهي او را به محاکمه نکشانند.[2]
و پيامبر اسلام(صلي الله عليه وآله) خود به کودکان سلام ميکرد و آنها را مورد احترام قرار ميداد و از اينکه در مورد ايشان رعايت مساوات نشود به سختي نارحت ميشد؛ روزي شخصي در حضور آن حضرت يکي از فرزندان خود را بوسيد و ديگري را نبوسيد، حضرت فرمود: چرا نسبت به آنان به مساوات رفتار نکردي؟ «فَهَلاّ ساوَيتُ بَينَهُما؟».[3]