نام کتاب : کتاب احکام و حقوق کودکان در اسلام نویسنده : --- جلد : 1 صفحه : 540
و در جاي ديگر، بعد از بيان سرگذشت اقوامي که به دليل ظلم و فساد هلاک شدند، ميفرمايد: بيترديد در سرگذشت پيشينيان تذکّر و اندرزي است براي آن کس که عقل دارد يا گوش فرا ميدهد و حاضر است. (إِنَّ فِي ذلِکَ لَذِکرَي لِمَن کَانَ لَهُ قَلبٌ أَو أَلقَي السَّمعَ وَ هُوَ شَهيدٌ)[1].
و نيز در خطاب به پيامبر اعظم(صلي الله عليه وآله) ميفرمايد: پيوسته تذکّر و اندرز ده، زيرا تذکّر، مؤمنان را سود ميبخشد. (وَ ذَکِّر فَإِنَّ الذِّکرَي تَنفَعُ المُؤمِنِينَ)[2].
همچنين انبياء و اولياء الهي در تربيت امّت و فرزندان خويش از روش موعظه بهره گرفتهاند، در قرآن در مورد مواعظ لقمان به فرزندش به تفصيل سخن به ميان آمده و ميفرمايد: و ياد کن زماني که لقمان به پسرش در حاليکه او را موعظه مينمود، گفت: اي فرزندم، چيزي را همتاي خداوند قرار مده، زيرا بيگمان شرک به خدا ستمي بزرگ است.[3]
لقمان فرزندش را به مهمترين مسائل اعتقادي، يعني توحيد موعظه ميکند، زيرا اساس تربيت و رستگاري هر فرد به اعتقاد او به يکتاپرستي و اخلاص در عمل است. همچنين علت موعظه خود را دوري از شرک بيان نموده، زيرا شرک به خدا بزرگترين خطر در راه رستگاري انسانها است و نيز او را به مسأله معاد توجه ميدهد و ميفرمايد: اي فرزندم، بدان که خداوند اعمال بد و خوب مردم را گر چه به مقدار خردلي در دل سنگي يا در طبقات آسمانها و يا در زمين پنهان باشد، همه را در روز قيامت براي حساب ميآورد، زيرا خداوند بر همه چيز دانا و توانا است.[4]
ايمان انسان به روز قيامت و دريافت نتيجه اعمال خود از کوچک و بزرگ، از عوامل اساسي اصلاح و رستگاري فرد است که لقمان(عليه السلام) فرزندش را بدان موعظه مينمايد.