responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : دائرة المعارف مؤلفان اسلامی نویسنده : ---    جلد : 1  صفحه : 202

حدیث فراگرفت. کسانی چون سری سقطی و ابوبکر مروزی از وی روایت کرده اند. او از جهت زهد سرآمد عصر خویش محسوب می شد. ابراهیم حربی درباره وی می گوید که از هر موی بدن وی خرد تراوش می کند و بغداد از جهت خرد و حفظ زبان، فردی همانند بشر را به خود ندیده است.2 بر اساس برخی نقل ها، وی در آغاز خوش گذران و اهل لهو و لعب بود، ولی سخنان امام کاظم(علیه السلام) که به کنیز بشر به هنگام عبور از جلوی خانه او فرمود، باعث شد بشر پس از آگاهی از این سخنان، شتابان و با پای برهنه خود را به امام رسانده و توبه نماید، از این رو ملقب به بشر حافی (پابرهنه) گردید، اگر چه در وجه تسمیه وی به «حافی» علل دیگری نیز ذکر شده است.3 بشر درباره آغاز سیر و سلوک خود می گوید: روزی در راهورقه ای را که اسم «الله» در آن بود، در روی زمین دیده که لگدکوب مردم می شده است، آن را برداشته و در نهر آبی شستشو می دهد و تنها دیناری که داشته، عطر و گلاب می خرد و نام های مقدس خدا را در آن ورقه پیدا کرده، معطر می کند. بشر حافی می افزاید: حالات روحی و عرفانی اش، اجر همان کاری است که در خواب به او عطا شده است.4 برخی گویند که همین جریان سبب توبه وی شد. وی در ورع و اصلاح نفس بی مانند بود و با وجود آنکه روایات زیادی از حفظ داشت به جهت ترس از شهرت، برای دیگران کمتر روایت نقل می کرد و گفته اند که با این باور، نوشته های خویش را دفن کرد.5 وی را در فقه و ورع پیرو مکتب سفیان ثوری به شمار آورده اند.6 وی سه خواهر به نام های مُضغه، مخّه و زبده داشت که همه از پارسایان و عابدان عصر خویش بودند. خواهر بزرگ ترش پیش از او از دنیا رفت. بشر از فراق او بسیار محزون شد و به شدت گریست. چون علت را جویا شدند، گفت: در کتابی خواندم که هرگاه انسان در خدمت پروردگار خود کوتاهی نماید، خداوند مونس او را از وی خواهد گرفت و خواهرم، مونس من در دنیا بود.7 او در سن 75 سالگی در 20 ربیع الاول سال 227 درگذشت و عده زیادی از جمله احمد بن حنبل در تشییع جنازه وی حضور داشتند.8 کتاب الزهد اثر اوست.9

 

پی نوشت ها


[1] ـ وفیات الاعیان 1/274 ـ 276.
[2] ــ النجوم الزاهره 2/249.
[3] ــ روضات الجنات 2/130.
[4] ــ صفة الصفوه 2/214.
[5] ــ تاریخ الاسلام 16/106.
[6] ــ الثقات 8/143.
[7] ــ وفیات الاعیان 1/274 ـ 276.
[8] ــ تاریخ بغداد 7/79.
[9] ــ الفهرست (الندیم) 235.*

 

دیگر منابع: اعیان الشیعه 3/578 الوافی بالوفیات 10/147 الطبقات الکبری 7/342 شذرات الذهب 2/60 ریحانة الادب 2/17 معجم المولفین 3/46 لغت نامه دهخدا 3/4182.

بُشر ـ کندی (حدود 150 ـ 238 هـ )

 

ابوولید بُشر بن ولید بن خالد کندی بغدادی

 

در حدود 150 هـ متولد شد.1 فقه را نزد ابویوسف قاضی آموخت و با وی همنشین بود و نزد او از جایگاه خاصی برخوردار بود.2 حماد بن زید، مالک بن انس، صالح مرّی، محمد بن طلحه،3 ابومعشر و عبدالرحمان بن ابی الزناد نیز از کسانی بودند که بشر از دانش آنها بهره گرفت.4 ابوولید محدث و فقیه بود و اطلاعات فقهی بسیاری داشت5 و شاگردانی چون موسی بن اسحاق انصاری،6 ابوالحسین احمد بن عبدالله جرجانی و ابوالقاسم حماد بن احمد مروزی را تربیت نمود.7 مأمون عباسی (خلافت 198 ـ 218 هـ ) کندی را که از بزرگان اصحاب رأی به شمار می آمد، در سال 208 هـ به منصب قضاوت بغداد منصوب کرد.8 او علاوه بر قضاوت، به دادن فتوا و گفتن حدیث هم اشتغال داشت، تا اینکه برخی نزد خلیفه از او بد گویی کرده و گفتند که بشر قائل به مخلوق بودن قرآن نیست، به همین سبب او را در منزلش حبس کرده و اجازه فتوا ندادند. اما هنگامی که جعفر متوکل (خلافت 232 ـ 247 هـ ) به خلافت رسید، دستور داد تا او را آزاد کنند و او دوباره به فتوا دادن و حدیث گفتن مشغول شد، ولی از آن پس درباره مخلوق یا غیرمخلوق بودن قرآن نظری نداد و موجب شد اصحاب حدیث از او دوری جویند.9 برخی رجال نویسان کندی را فردی موثق، دین دار و در باب احکام سخت گیر10 و حنفی مذهب توصیف کرده اند.11 کتاب جوامع ابی یوسف از اوست.12 وی سرانجام در سال 238 هـ در بغداد درگذشت.13

پی نوشت ها

 


[1] ـ سیر اعلام النبلاء 10/673.
[2] ــ تاریخ بغداد 7/8
[1] ـ 84.
[3] ــ الطبقات الکبری 7/355.
[4] ــ الجرح و التعدیل 2/369.
[5] ــ تاریخ بغداد 7/8
[1] ـ 84.
[6] ــ الجرح و التعدیل 2/369.
[7] ــ تاریخ جرجان 99 و 202.
[8] ــ سیر اعلام النبلاء 10/673.
[9] ــ الطبقات الکبری 7/355.
[10] ــ تاریخ بغداد 7/8
[1] ـ 84.
[11] ــ الجواهر المضیئه 1/166.
[12] ــ کشف الظنون 1/609.
[13] ــ سیر اعلام النبلاء 10/673.*

نام کتاب : دائرة المعارف مؤلفان اسلامی نویسنده : ---    جلد : 1  صفحه : 202
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست