نام کتاب : BOK36845 نویسنده : 0 جلد : 1 صفحه : 153
«وَ لا وَفَاءَ لِشَحِيحٍ» شحيح با بخيل كه در عبارت بالا آمده است فرق دارد. شحيح انسان بخيلى است كه حريص هم هست. بخيل كسى است كه مال را نمىدهد و رد نمىكند امّا شحيح كسى است كه نه تنها مال را نمىدهد و حاضر نيست كه به كسى خيرى برساند و خدمتى كند بلكه منع از خير مىكند و معروف را انجام نمىدهد. معلوم مىشود صفت شحيح بالاتر از بخيل است.
روزى اميرالمؤمنين(ع) در حال عبور بودند كه ديدند دو نفر با هم صحبت مىكنند. يك نفر از آنها گفت: عذر شحيح پذيرفته تر است تا ظالم و ظالم بدتر از شحيح است. تا اميرالمؤمنين(ع) اين حرف را شنيد فرمود: دروغ گفتى. فرمود: ظالم چه بسا توبه و استغفار مىكند و آن ظلمى كه در حقّ ديگرى كرده را ادا مىكند امّا مىدانى شحيح چه كاره است؟ شحيح صله رحم نمىكند، نفقه نمىدهد، مهمان دعوت نمىكند، هيچ وقت نفقه در راه خدا نمىدهد، هيچ وقت به فاميلش كمك نمىكند؛ بعد فرمود: خدا بهشت را بر شحيح حرام كرده است، حالا تو دارى مىگويى كه شحيح كارش راحت تر است، اشتباه كردى. گاهى عقل ما نمىرسد. بعضى چيزها به ذهن ما مىآيد امّا بايد درِ خانه اهل بيت(عليهما السلام) رفت و استفاده كرد، ان شاء الله.
برادران عزيز، مراقب باشيد كه مبادا خداى ناخواسته در بعضى جاها داراى اين صفتهاى بد شويد. منع خير نكنيد. اگر كسى مىخواهد به ديگرى خدمتى كند، محبّتى كند، مبادا كه منع خير كنيد و بگوييد: وضع فلانى خوب است، ظاهرش را نگاه نكن، خودش را به بيچارگى مىزند. گاهى امكان دارد ما هم جزو شحيح شويم. البته استثنايى هم وجود دارد، يك وقت ممكن است شما را مورد استشاره قرار دهند و از شما مشورت بخواهند در اينجا مستشار و معتمد مجبور است كه حقيقت را بگويد. اگر از شما سؤال كردند مىتوانى بگويى كه من به اين صورت مىدانم حالا خودتان هر طور صلاح مىدانيد امّا اگر ما همينطور بدون اينكه از ما سؤالى در مورد شخصى كنند بگوييم: پول را به چه كسى مىخواهى بدهى؟ براى چه مىخواهى بدهى؟ اين صفات در اسلام خيلى ملامت شده است.
نام کتاب : BOK36845 نویسنده : 0 جلد : 1 صفحه : 153