نام کتاب : BOK36845 نویسنده : 0 جلد : 1 صفحه : 168
گناه عُجب هم به همين صورت است. عُجب خودش براى خودش موضوعيت ندارد بلكه از باب اين است كه عملهاى نيك ما را از بين مىبرد. به عنوان مثال، نماز با اخلاصى خوانده ايد و در پيش خدا ذخيره كرده ايد كه روزى به درد شما بخورد حالا با گناه عُجب همه اعمال نيك كه ذخيره كرده ايد از بين مىرود. اين خيلى براى انسان سخت و سنگين است.
علماى علم اخلاق مىگويند: عُجب، گناه قلبى است. گناهى است كه مربوط به دل مىشود همچنان كه گناهان ديگر مربوط به اعضاء و جوارح است. با چشمش نامحرم را مىبيند، با گوشش صداى نامربوط را مىشنود، با دست و پايش گناهان مربوطه را انجام مىدهد امّا عُجب گناه قلب است و اين گناه، بالاتر از همه گناهان است. از پيامبر اكرم(ص) روايت شده است: «لَوْ لَا أَنَّ الذَّنْبَ خَيْرٌ لِلْمُؤْمِنِ مِنَ الْعُجْبِ مَا خَلَّى اللَّهُ بَيْنَ عَبْدِهِ الْمُؤْمِنِ وَ بَيْنَ ذَنْبٍ ابداً»[1] اگر گناه براى مؤمن بهتر از عجب و غرور نبود، خداوند هرگز بنده مؤمن خود را گرفتار گناه نمىكرد يعنى خدا كارى مىكرد كه ديگر از مؤمن، گناهى سر نمىزد و به سراغ گناه نمىرفت. خدا يك چنين توفيقى به مؤمن مىداد. براى خدا كه كارى ندارد ولى خداوند ملاحظه مىكند كه اگر بخواهد اين كار را انجام دهد و مؤمن هيچ گناه نكند او را عُجب و غرور مىگيرد. عُجب يعنى چه؟ يعنى شخص، عمل صالح خود را بزرگ ببيند، بگويد: من چه نمازى مىخوانم، خوش به حال خودم، نمازى كه من مىخوانم كجا و نماز فلان فرد كجا.
از امام صادق(ع) پرسيدند كه امام معصوم گناه هم مىكند؟ حضرت(ع) فرمود: فكر گناه هم نمىكند. راوى تعجّب كرد و برايش سخت بود كه قبول كند يعنى امام