نام کتاب : BOK36845 نویسنده : 0 جلد : 1 صفحه : 171
حضرت(ص) فرمود: عُجب عمل را هدر مىدهد. متأسّفانه ما روحانيون بيشتر گرفتار هستيم. از منبرهايى كه مىرويم، از استقبال مردم، از اين دست بوسى ها، گاهى ما را غرور مىگيرد، پيش خود مىگوييم: من بودم كه اين منبر را رفتم، عَجَب منبر زيبايى تحويل دادم.
اگر كار خوبى كردى و چيزى نگفتى خدا عظمت و جلال كار را به تو نشان مىدهد. اگر يك بار گفتى نصفش مىكند. دو بار گفتى هدرش مىدهد. سه بار گفتى مىنويسد: {a«من الرّيا».a}
حضرت(ص) مىفرمايد: خود عمل چيزى نيست بلكه نگه داشتنش سخت است؛ بنابراين، فرمود: على جان، هيچ گناهى با سرايت تر از عُجب نيست.
«وَ لَا زَهَادَةَ أَقْرَبُ مِنَ التَقَاعُد» هيچ زهدى بالاتر از تقاعد نيست. زهد چيست؟ اين است كه انسان آرزو را رها كند. زهدى نزديك تر از اين نيست. بالاترين زهد اين است كه حرام را طلب نكنى و دنبال آن نروى نه اينكه فقط حرام را ترك كنى. ترك حرام با طلب نكردن يكى نيست. طلب نكردن دو حالت است: گاهى طلب نمىكند، اصلاً كارى ندارد و دنبالش نمىرود امّا يك موقع بلند مىشود، دنبالش مىرود ولى انجام نمىدهد اين را ترك الحرام مىگويند؛ پس«طلب حرام نكن» يعنى چه؟ يعنى اصلاً سراغ حرام نرو. «تقاعد» نشستن است يعنى اصلاً به دنبالش نمىرود و اين مقام بالاتر است از اينكه حرام را انجام ندهد.
مرحوم شهيد دستغيب(رحمه الله) در يكى از كتابهايشان با چند واسطه نقل مىكند: مرحوم علم الهدى كه ملايرى بود مىگويد: روزى در نجف اشرف به قدرى زندگى به من فشار آورد كه رفتم نان بخرم ديدم هيچ پولى در جيبم نيست. طلبه بودم. مجبور شدم به بازار نجف رفتم و شروع كردم به راه رفتن در بازار. از اوّل بازار تا آخر
نام کتاب : BOK36845 نویسنده : 0 جلد : 1 صفحه : 171