نام کتاب : BOK36845 نویسنده : 0 جلد : 1 صفحه : 294
نيست كه هر كارى را شما بخواهيد، مىتوانيد انجام دهيد. اگر خدا بخواهد مىشود و اگر ذات اقدس خداوند نخواهد هيچكس قدرت انجام كارى را ندارد.
از اخبار و روايات به دست مىآيد كه عنوان تقدير به معنى بريده شدن و قطعى بودن است يعنى اندازه گيرى و تمام شده است و مقدّرات به آن چيزهائى گفته مىشود كه نوعاً در حقّ انسان مسلّم است ولى قضاء، اين چنين نيست. تقريباً حالت انشايى دارد يعنى خدا مىخواهد ولى تعليق هم دارد؛ مثلاً اگر بنا است خداى ناكرده براى كسى حادثه اى پيش بيايد اين مسأله به چيزى معلّق است؛ پس اگر صدقه نداد اين حادثه محقّق مىشود يا مثلاً اگر صله رحم نشد، اگر خدمت به مستضعف نشد، فلان اتّفاق مىافتد
حالت قضا اينطور نيست كه مشيت الهى تمام شده باشد. مشيت تمام شده مربوط به تقدير است{/(إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُون)[1]/} مشيت الهى كه آمد، كار تمام است؛ بنابراين، در قضا مشيت الهى حتمى نيست، اگر اين صدقه نبود فلان اتّفاق مىشد.
قضا آن امورى است كه روى شئ رفته است ولى نه به صورت اطلاق بلكه به صورت تعليق يعنى به امورى معلّق است كه اگر آن امور محقّق نشود، قضا محقّق مىشود و آن امور را خدا به دست من و شما گذاشته است و مىفرمايد اگر صدقه داديد بلاها رفع مىشود و اگر صدقه نداديد مبتلا به گرفتارى مىشويد و لذا اگر انبياء و ائمّه(عليهما السلام) به وقوع قضيه اى خبر مىدادند ولى آن قضيه اتّفاق نمىافتاد و تحقّق پيدا نمىكرد، خبر آنها خلاف نبوده و آنچه كه فرمودند، درست بوده است ولى چون قضا معلّق به چيزى بوده است اگر تعليقش آورده نمىشد، آن قضا تحقّق پيدا مىكرد.
يك مرد يهودى به پيامبر اكرم(ص) گفت: {a«سام عليكم».a} حضرت(ص) جواب داد: {a«و عليكم».a} به پيامبر(ص) عرض كردند: يا رسول الله(ص)، اين آقا به شما نفرين كرد و