كافى نقلشده كه مىتواند مؤيد نظريۀ موروثى بودن امامت
باشد، ولى در ظاهر اين احاديث تحت تأثير تفكر غلات و مفوضه تدوين شده است. با اين
وصف، برخى ديگر از نويسندگان غير امامى با توجه به كيفيت انتقال امامت در
انديشۀ اماميه، گفتهاند كه اماميه اساسا به موروثى بودن مقام امامت قائلند.
نظر ابن قبۀ رازى درباره طبيعت مقام امامت، او را در زمره
اماميان معتدل قرار مىدهد. او ضمن اينكه امام را بنده صالح و شايستۀ خداوند
مىداند، تصريح مىكند كه امام تنها عالم به كتاب خدا و سنت است و از نسبت دادن
علم غيب به امامان (ع) امتناع مىكند، چه معتقد است كه تنها غلات چنين عقيدهاى را
ابراز مىكنند. با اينهمۀ، ابن قبه امكان اينكه خداوند براى اثبات امامت
امام، معجزهاى را بردست وى ظاهر كند، منتفى نمىداند.
ابو سهل نوبختى نيز در باب سرچشمۀ علم امامان (ع)، بر باور
متكلمان دورۀ حضور بود و اعتقاد داشت كه امامان (ع) برخوردار از علم پيامبر
(ص) هستند و علم او و انبياى پيشين را از پيامبر (ص) به ارث بردهاند و بنابراين،
علم آنان از راه آموختن كسب نشده است.
نوبختيان به ضرورت عقلى، معتقد بودند كه امامان نسبت به امورى كه
ذاتا مرتبط با شريعت نيست، عالمند.
با اين حال، نوبختيان امكان ظهور معجزه را بر دست امام (ع)، منتفى
مىدانستند. در باب علم غيب نيز نوبختيان همچون ديگر اماميۀ غير مفوض،
منكرانتساب آن برامامان (ع) بودند و آن را ويژه ذات بارى مىدانستند.
اين نمونهها مىتواند قرائن قابل اعتمادى بر گرايش متكلمان اواخر
سده سوم قمرى به محافل اماميۀ معتدل باشد. پس از اين دوره نيز در عصر
متكلمان بزرگى چون شيخ مفيد و شاگردانش و در اعصار بعد و به ويژه تحت تأثير انديشههاى
كلامى ابن قبۀ رازى، شاهد امتداد سنت دينى اماميۀ معتدل هستيم و در
اين راستا متكلمان مكتب شيخ مفيد بر ضرورت وجود امام و ضرورت وجود نص الهى بر وى و
استمرار وجود حجت و وجوب عصمت و افضليت امام تأكيد مىكردند.
در منظومۀ دينى شيخ مفيد و مكتب كلامى او، بحث ضرورت وجود
امام از جايگاه ويژهاى برخوردار است و از اين رو، نيازمند مطالعه و بررسى است: از
ديدگاه شيخ مفيد، امامان «قائممقام» پيامبران در تنفيذ احكام و برپا داشتن حدود
الهى و پاسدارى از شرايع و تربيت بشرند.
از اين رو، شيخ مفيد تأكيد بيشترى به نقش امام در جامعۀ
مؤمنان به عنوان رياست اجتماع دينى دارد؛ از اينجا بود كه متكلمان امامى در اين
دوره در تداوم انديشۀ فضل بن شاذان، ضرورت وجود امام را از راه قاعده لطف
تبيين و اصول امامت را از اين راه باز انديشى مىكردند. در اين ديدگاه وجود
«تكليف» عقلا ضرورت وجود امام را توضيح مىدهد و تعيين امام را از سوى خداوند واجب
مىسازد. در جايگاهى كه شيخ مفيد و شاگردانش براى امام به عنوان رياست جامعۀ
مؤمنان قائلند، وجود امام براى مصالح دينى مؤمنان پيشبينىشده، و به اين سبب، با
ثبوت «تكليف»، بر خداوند واجب است كه بر مبناى لطف عمل كند و امام را كه وجودش
براى وجود تكليف ضرورى است، تعيين كند. در اين تفسير از وجود امام، امام تنها يك
مفسر قرآن و سنت نبوى نيست، بلكه به عنوان رييس جامعۀ مؤمنان، كسى است كه
داراى نفاذ امر و نهى است و طاعتش مفروض است و از اين رو، رياست او، رياست