responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : فقه سیاسی نویسنده : عمید زنجانی، عباسعلی    جلد : 1  صفحه : 274

مطلقه به‌حساب مى‌آيد. صرف وجود چنين كسى در هنگامى‌كه از وجوب تكليف و ثبوت آن سخن گفته مى‌شود، براى مؤمنان امرى واجب است، چه، مقتضاى لطف بارى تعالى است. بر اين اساس، تصرف امام در امت، لطف است و مصلحت دينى آنان را در بر دارد.

متكلمان در استدلال به قاعده لطف، افزون بر ثبوت تكليف عقلى، ارتفاع عصمت را نيز شرط كرده‌اند، به اين معنا كه هنگامى مى‌توان بر وجود امام به عنوان لطف تأكيد كرد كه مكلفان از عصمت برخوردار نباشند و از اين رو، براى انجام دادن واجب و امتناع از قبيح، به وجود رييس نيازمند باشند. طبعا براى چنين رييسى عصمت ضرورى است، چه، مقتضاى درونمايۀ قاعده لطف است و از آنجا كه تنها خداوند كاشف از عصمت امام است، امت را به انتخاب كردن امام راهى نيست و بنابراين، نمى‌توان برپايۀ استدلال به وجود امامت به عنوان رياست الهى جامعۀ مؤمنان، براى «اختيار» جامعۀ مؤمنان، شأنى در انتخاب امام مفروض دانست، زيرا جدا از لطف و نص، كشف عصمت امام نيز از سوى مردم امكان‌ناپذير است. بر اين اساس، طبق قاعدۀ لطف كه متكلمان امامى بر مبناى آن منظومۀ امامت را در دوره‌هاى شيخ مفيد و شاگردانش تنظيم كردند، با ثبوت عدم عصمت در يك شخص، نمى‌توان از انتخاب او از سوى مردم و دينى بودن رياست مطلقۀ وى و نيز ابتناى آن بر مصالح دينى مؤمنان سخن گفت، زيرا بر اساس اين قاعده، به صرف وجود مصالح دينى در رياست امام، وجود و تعيين و عصمت او ضرورت مى‌يابد و بر خدا واجب مى‌شود كه از باب لطف او را تعيين كند؛

2. امامت نزد زيديه

درباره نظريۀ سياسى زيديه و انديشۀ امامت نزد آنان، ابتدا بايد توضيح داد كه زيديه از تحولات و دگرگونى‌هاى فكرى و مذهبى گوناگونى در طول تاريخ خود برخوردار بوده‌اند. در سده دوم قمرى جدا از شخصيت محورى زيد بن على، گروه‌ها و گرايش‌هاى مختلفى از جمله جاروديه و ابتريه در ميان زيديه وجود داشتند كه هر يك داراى عقايد ويژه خود در باب امامت بودند. در همان سده و نيز در سدۀ سوم قمرى نيز وجود برخى شخصيت‌هاى محورى در زيديۀ عراق و حجاز و يمن همچون محمد بن عبدالله نفس زكيه، قاسم رسى و يحيى هادى الى الحق، پيشواى دولت زيدى يمن، تحولاتى در عقيده و انديشۀ دينى زيديه ايجاد كرد كه طبعا مسئلۀ امامت نيز بركنار از آن نبود. اين تحولات البته به دلايل شرايط خاص تاريخى به وجود مى‌آمد و تحت تأثير انديشه‌هاى محافل امامى، يا معتزلى و حتى سنى بود.

مهم‌ترين ركن دينى و اعتقادى زيديه از ديرباز مسئلۀ امر به معروف و نهى از منكر بوده، و امامت به عنوان تابعى از اين مسئله مطرح بود. از اين رو، زيديه بيش از آنكه با اماميه و ديگر فرق شيعى در اين زمينه نزديكى فكرى داشته باشند، به اهل سنت نزديكند؛ چراكه نظريۀ امامت نزد آنان بيش از آنكه يك ضرورت دينى و داخل در منظومۀ كلامى باشد، يك ضرورت اجتماعى و سياسى در امت اسلامى است. البته مسئلۀ مرجعيت دينى اهل بيت (ع) كه ضرورتا مرتبط با نظريۀ سياسى آنان در باب امامت نيست، چيزى است كه زيديه به آن معتقدند. به عبارت ديگر، آنان تلازمى ميان امامت و زعامت دينى با زعامت سياسى قائل نيستند، گرچه از شرايط و وظائف

نام کتاب : فقه سیاسی نویسنده : عمید زنجانی، عباسعلی    جلد : 1  صفحه : 274
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست