امامت حضرت على (ع) و حتى حسنين (ع) قائل به وجود «نص» و يا گونهاى
«نص» شدهاند. جاروديه معتقد به نص آشكار بر حضرت على و حسنين (ع) از سوى پيامبر
اكرم (ص) بودند، در حالى كه برخى ديگر از رجال زيدى را مىشناسيم كه تنها معتقد به
گونهاى از نص بودند، يعنى اعتقاد داشتند كه تنها تعابيرى اشاره وار به وصف حضرت
على (ع)، و نه تصريح به نام ايشان از سوى حضرت رسول (ص) به كار رفته است. با توجه
به آنچه ياد شد، زيديان گرچه در نظريۀ سياسى خود براى «نص» اعتبارى قائل
نبودند، ولى امامت شخص حضرت على و حسنين (ع) را به گونهاى برجستهتر تفسير مىكردهاند.
گفتنى است كه مفهوم «نص» در ميان جاروديه با مفهومى كه اماميه از آن در نظر دارند،
تفاوت اساسى دارد.
3. امامت نزد اسماعيليه
امامت از ديدگاه اسماعيليه منصبى الهى است و امام از جانب خداوند،
هدايت و برگزيده مىشود، و مسلمانان به وساطت او مىتوانند به وظايف دينى خود عمل
كنند و دركى كامل و جامع از ابعاد ظاهرى و باطنى قرآن - كه تحقق آرمانهاى الهى در
زمين مبتنى بر آن است - حاصل كنند. اسماعيليه ولايت امام را يكى از اركان دين مىدانند
و معتقدند كه امامت برترين اركان دين است و حتى آن را عين ايمان مىانگارند و بر
آنند كه امامت تا ابد ادامه دارد و جهان هستى بدون وجود امام لحظهاى دوام ندارد و
اگر به فرض امام از دست رود، بىدرنگ همۀ عالم نابود مىشود. از اين رو، يكى
از اصول اعتقادى اسماعيليه اين است كه بعد از وفات پيامبر اكرم (ص)، امام على (ع)
به امر الهى و با نص پيامبر (ص) در زمان حياتش به عنوان امام برگزيده شد و امامت
بايد به صورت موروثى در نسل على و فاطمه (ع) ادامه يابد و جانشينى امام لاحق مبتنى
بر نص امام سابق است.
براى بررسى زواياى انديشۀ اسماعيليان، نخست بايد به دينشناسى
خاص آنان پرداخت؛ آنگاه جايگاه امامت در اين تفكر رخ مىنمايد. ناگفته نماند كه
اين دينشناسى، برآمده از عناصر دينى و فلسفى متنوع و مختلفى است كه شناخت كامل آن
خالى از دشوارى نيست. آنچه به اين پيچيدگى شدت مىبخشد، اين است كه مقولههايى
همچون پيامبرشناسى، ولايت و امام شناسى، معرفتشناسى و جهانشناسى (مبدأ و معاد)،
در اين دستگاه دينى - فلسفى آنچنان درهم تنيده شده كه از يكسو بازشناسى حوزههاى
ياد شده را از يكديگر ناممكن ساخته، و از سوى ديگر شناخت هر حوزه را به درك ديگر
حوزهها منوط و وابسته كرده است.
4. امامت نزد غلات
تاريخ انديشه و فعاليتهاى دينى و سياسى غلات شيعه چنانكه بايد
هنوز مورد مطالعۀ همهجانبه قرار نگرفته است و از اين رو، به درستى نمىتوان
تاريخ دقيق ظهور انديشههاى آنان را به دست داد. درباره موضوع امامت، پيش از هر
چيز بايد به اين نكته توجه داشت كه انديشۀ غلات شيعه در ارتباط مستقيم با
موضوع امامت قرار دارد و از اين رو، بررسى تاريخ شكلگيرى و انديشههاى دينى و
سياسى غلات، در حقيقت بررسى موضوع امامت در ميان ايشان است، با اينهمۀ،
نبايد از ياد برد كه غلات شيعه، گرچه در بستر اختلافهاى دينى - سياسى در سده اول
هجرى به صحنه آمدند، ولى