درباره شريعت، غلات در تفسير باطنى از قرآن، اصل ديندارى را بر
معرفت امام استوار مىكردند و آن را گوهر ايمان مىدانستند. در اين تفسير غلات به
تعطيل شريعت و اباحه گرى مىگراييدند؛
5. امامت نزد اهل سنت
پيش از بررسى تاريخ تحول انديشۀ سياسى اهل سنت بايد به اين
نكته توجه داشت كه امامت در نظر اهل سنت، بر شالودۀ تجربۀ تاريخى امت
اسلامى پس از حضرت رسول (ص) استوار است و از اين رو، توجه به سير تحولات نهاد
خلافت در اسلام مىتواند به ارزيابى دقيقترى از موضوع امامت در ميان اهل سنت
رهنمون شود. معتزله، مرجئه و حتى عالمان اشعرى و گاه حنبلى مذهب نسبت به اين تجربه
موضع خود را بيان كردهاند و هر يك فراخور منظومۀ دينى و فكرى خود نسبت به
اين تجربه ابراز نظر كردهاند. مهمترين نكته در اين باره منظر اين گروهها نسبت
به عصر نخستين خلافت، يعنى عصر خلفاى راشدين و گذار از آن به دوره اموى است؛ به
ويژه اينكه براى گروههاى غير معتزلى اهل سنت كه نسبت به «سنت» جماعت حساسيت
دارند، اين عصر به عنوان الگوى هميشگى «جماعت»، و به عبارت ديگر سلف صالح «امت»
تلقى مىشود. به هر حال، از آنجا كه خلافت، صورت تاريخى انديشۀ امامت در
اسلام است، بايد مفهوم امامت را در راستاى ظهور تاريخى آن در خلافت جستوجو كرد؛
اما از سويى ديگر بايد دانست كه امامت در اسلام سنّى مفهومى عامتر از خلافت است و
در مقام نظر مىتواند خارج از چارچوب مفهومى - تاريخى خلافت تحقق پيدا كند؛ گرچه
خلافت هميشه از سوى اهل سنت به عنوان نهاد مشروع امامت معرفى شده است.
منظر عمومى اهل سنت: اگر بىتوجه به سير تحولات انديشۀ سياسى
اهل سنت و اختلافات آنان كه در بستر تاريخى شكل گرفته، منظر عمومى گروههاى غير
شيعى - غير محكمى اسلامى، در موضوع امامت بررسى شود، اين اصول بنيادين جلب نظر مىكند:
فراتر از تعريف لغوى امام (پيشوا)، از سوى اهل سنت تعريفى به تقريب يكسان از امامت
عرضه شده است: امامت مقامى است تعيينشده براى خلافت نبوت در نگاهبانى از دين و
سياست دنيا. اين تعريف كه از سوى ماوردى عرضه شده، تقريبا از سوى ديگر علماى اهل
سنت نيز با همان عبارت، يا با الفاظى نزديك به همين مفاهيم ارائهشده است. در
تعريف ابن خلدون به دو مفهوم مهم «نظر شرعى» و «مصالح» اشاره شده است. به
گفتۀ وى امام كسى است كه امت را بر اساس نظر شرع و در راستاى مصالح دينى و
دنيوى آنان رهبرى مىكند. به هر حال، امامت در منظومۀ دينى اهل سنت، در حد
رهبرى شرعى امت اسلامى تنزل مىيابد و با نظر اماميه كه آن را پايه و اساس دين مىشمارند،
تفاوت دارد. با توجه به نسبت ميان خلافت و امامت - كه به آن اشاره شد - بايد گفت
كه اهل سنت، مفاهيم امامت، خلافت و امرة المؤمنين را مترادف مىدانند.
فراتر از برخى مخالفتها با وجوب امامت، اهل سنت همچون شيعه به
وجوب امامت معتقدند. در وجوب امامت، اهل سنت عموما به احاديثى از پيامبر (ص) و
اجماع استناد مىكنند. آنان معتقدند كه قيام دين جز به امامت ممكن نيست، چه، بيشتر
امور دين - همچون امر به معروف و نهى از منكر، جهاد، اقامۀ حج