responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : فقه سیاسی نویسنده : عمید زنجانی، عباسعلی    جلد : 1  صفحه : 281

اختيار گرفتن امر از سوى قريش اشاره كرده است. در روايت ديگر كه توسط طبرى در تاريخ روايت‌شده، ابو بكر در جمع سقيفه، مهاجران را به عنوان عشيرۀ پيامبر (ص) و ذوى الحقوق او مى‌خواند و آنان را سزاوارترين كسان به حكومت مى‌داند. در همين روايت عمر، وجود دو امير را در يك‌زمان رد كرده، تصريح مى‌كند كه عرب با حكومت و امارت انصار در حالى كه پيامبر (ص) از آنان نبوده است، مخالفت خواهد كرد، در حالى كه امتناعى از پذيرش امارت كسانى‌كه پيامبر از ميان ايشان برخاسته است، نخواهد داشت. آنگاه عمر خود را از كسانى مى‌داند كه اوليا و عشيرۀ پيامبر (ص) بوده‌اند.

از سوى ديگر در داستان استخلاف عمر ملاحظه مى‌شود كه ابو بكر خود، مستقيم و پيش از مرگ، عمر را به جانشينى خويش انتخاب كرد. در جريان انتخاب جانشين، عمر يك‌بار اظهار كرده بود كه اگر سالم مولاى ابوحذيفه زنده بود، او را به جانشينى انتخاب مى‌كردم و البته اين به معناى خلافت كسى غير از قريش بود. با اينهمۀ، عمر تصميم گرفت كه شورايى شامل 6 تن از اصحاب حضرت رسول (ص)، يعنى على (ع)، عثمان، طلحه، زبير، عبدالرحمان بن عوف و سعد بن ابى وقاص تشكيل دهد و از آنان بخواهد كه از ميان خود يك تن را به عنوان امام انتخاب كنند. جالب اينكه عبدالرحمان بن عوف از دو تن كه براى خلافت پيشنهاد شده بودند، يعنى على (ع) و عثمان خواست كه در صورت انتخاب شدن، به كتاب خدا و سيره پيامبر (ص) و ابو بكر و عمر عمل كنند كه البته حضرت على (ع) تنها پيمان داد كه به كتاب خدا و سيرۀ پيامبر (ص) عمل كند.

اهل حديث معتقدند كه عمر اساسا امر حكومت را به طريق شورا مى‌دانست و وجود آن را براى انتخاب خليفه ضرورى مى‌شمرد. در واقع عمر چنانكه مادلونگ مطرح مى‌كند، از اين مسئله بيم داشت كه مبادا امر خلافت ديگر بار همانند داستان جانشينى ابو بكر و كيفيت آن‌كه به تعبير او «فلته» - يعنى عجولانه و ناگهانى و بدون انديشه بود - تكرار شود، و اين بار على (ع) جانشين او شود. در جريان انتخاب حضرت على (ع) پس از قتل عثمان، حضرت در پاسخ خواهش و اصرار مردم مدينه براى پذيرش مسئوليت امامت، مى‌گويد كه چنين چيزى بايد متكى به رضاى اصحاب بدر باشد و در روايتى ديگر از رضاى مسلمانان سخن به ميان آورده است. حضرت على (ع) در نامه‌اى به معاويه، از شوراى مهاجران و انصار سخن گفته، و به اجتماع آنان در انتخاب امام اشاره كرده است.

اين گزارش‌هاى تاريخى - صرف‌نظر از صحت و سقم آنها - نشان از تصور و منظر مسلمانان نسبت به عصر خلافت نخستين دارد. طبعا اين دوره كه به عنوان نمونه‌اى جاودانه براى اهل سنت تلقى مى‌شود، بنياد مشروعيت و ساختار حكومت را در نظر آنان روشن مى‌كند. البته گروه‌ها و فرقه‌هاى گوناگون غير شيعى - غير محكمى داورى يكسانى از اين دوره نداشته‌اند، ولى به هر حال، هر يك كوشيده‌اند بنياد انديشۀ سياسى خود را در اين دوره نشان دهند. پيش از هر چيز شرايط تعيين و نصب امام و اوصاف او در ميان اهل سنت برخاسته از سنت جماعت نخستين در انتخاب امام بوده است و اين نكته به ويژه در ميان اصحاب حديث و اهل سنت و جماعت بيشتر صدق مى‌كند. پذيرش انتخاب (و

نام کتاب : فقه سیاسی نویسنده : عمید زنجانی، عباسعلی    جلد : 1  صفحه : 281
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست